روز پُرکارى بود. تا ساعت نُه صبح گزارش خواندم. در گزارش ها خبر برخورد بد شوراى همکاری خلیج فارس در مورد جزایر سه گانه ناراحتم کرد. احتمالاً تحریکات غربى ها کم نیست.دکتر ولایتى آمد. قرار شد وزارت امور خارجه جواب تندى بدهد. براى افتتاح نمایشگاه نقاشى
روز پُرکارى بود. تا ساعت نُه صبح گزارش خواندم. در گزارش ها خبر برخورد بد شوراى همکاری خلیج فارس در مورد جزایر سه گانه ناراحتم کرد. احتمالاً تحریکات غربى ها کم نیست.دکتر ولایتى آمد. قرار شد وزارت امور خارجه جواب تندى بدهد.
براى افتتاح نمایشگاه نقاشى مینیاتورى ایران که توسط دو نقاش اصفهانى تهیه شده است، به موزه اى رفتیم. با پیگیرى رییس موزه که خود یک نقاش است، موزه ساخته شده است. تشکر کردند. به طورغیررسمى، رفتیم و مقبره مائو در میدان صلح آسمانى را دیدیم. جسد مومیایى شده در تابوت شیشه اى و ساختمانى عظیم با مساحت حدود پانزده هزار متر که به قول مدیرش در مدت هشت ماه ساخته شده است، دیدیم.
متروى پکن را هم دیدیم. سوار قطارشان شدیم و سه ایستگاه را طی کردیم. به مقر برگشتیم. پیشنمازها و اعضاى انجمن هاى اسلامى چین آمدند. حدود شصت نفر بودند. گفتند در چین 24 هزار مسجد معمور است و حدود 40 هزار روحانى فعال هستند. سئوالات زیادی از وضع تحصیل و کار و رفتارشان کردم. هدیه اى دادند و هدایایى دادم و کمک هایى به اشخاص و انجمن ها نمودم.
اساتید و محققان زبان و ادبیات فارسى در چین و کارکنان صداى فارسى رادیو پکن آمدند و گزارش دادند؛ تشویق شان کردم. عفت و بچه ها هم به تماشاى دیوار چین رفته بودند.
عصر براى ملاقات نخست وزیر چین رفتیم. در مورد همکارى بیشتر در امور اقتصادى و صنعتى و ایجاد اعتبار براى خرید کالاها و نیروگاه اتمى و مترو مذاکره شد. نتایج مثبت بود. جلسه زودتر از موعد مقرر تمام شد. تا ملاقات بعدى یک ساعت فرصت داشتیم. به مقر برگشتیم. آقایان [اکبر] ترکان، [وزیر دفاع] و [علی] شهبازى، [رییس ستاد مشترک ارتش] آمدند و دربارة مذاکرات دفاعى نظر خواستند.
براى ملاقات آقاى جازه بین، دبیرکل حزب کمونیست و رییس کمیسیون نظامى که جاى رهبرى چین است، به محل دبیرخانه حزب رفتیم. مذاکرات خوبى، بیشتر دربارة وضع دو کشور و شرایط جهانى و منطقه اى داشتیم. به محل اقامت برگشتیم. او براى انجام دور دوم مذاکرات و بدرقه سفر و موافقت نامه همکارى در ساخت نیروگاه اتمى که توسط دو مسئول سازمان انرژى هسته اى امضا شد، به مقر رییس جمهور آمد. گویا مى خواهند به عنوان اهرمى در مقابل غرب استفاده کنند. ما هم مى توانیم از آن بهره ببریم.
براى مصاحبه مطبوعاتى به تالار خلق رفتیم. خبرنگار زیاد بود، ولى سئوالات مهمى نداشتند. بیشتر دربارة بوسنى هرزگوین پرسیدند. عجیب است که از ابوموسى که مسأله روز ماست، سئوال نکردند. به سفارت رفتیم. نماز را به جماعت خواندیم. براى حضار صحبت کوتاهى کردم. شام خوردیم و به اقامتگاه برگشتیم.
از صندلى مخصوص ماساژ برقى پشت و گردن مقدارى استفاده کردم. گزارش ها را خواندم. در گزارش ها، دستور آزادى کشتى توقیف شده ما در ترکیه جلب نظر مى کند. خاطرات امروز را نوشتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام