خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 03:47کد خبر27446

بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. قبل از جلسه آقایان [عباس] شیبانى و [محمد] کیاوش به دفترم آمدند و درباره مهاجران جنگ و حزب [جمهورى اسلامى] و... تذکراتى دادند. پس از تنفس به دفترم برگشتم. آقاى آقازاده آمد و گفت آمریکایى ها واسطه [خرید سلاح] را براى مذاکره

بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. قبل از جلسه آقایان [عباس] شیبانى و [محمد] کیاوش به دفترم آمدند و درباره مهاجران جنگ و حزب [جمهورى اسلامى] و... تذکراتى دادند. پس از تنفس به دفترم برگشتم. آقاى آقازاده آمد و گفت آمریکایى ها واسطه [خرید سلاح] را براى مذاکره به آمریکا احضار کرده اند و گفته اند ما به ملاحظه ایران، در شوراى امنیت در خصوص محکومیت اسراییل به تونس رأى ممتنع دادیم و وتو نکردیم. گفتم بیشتر به خاطر کشورهاى عربى بوده و این را نباید به حساب ما بگذارند و امتیاز بخواهند.

ظهر آقاى سید زکى که یک روحانى عراقى است و در تایلند تبلیغ مى کند، آمد. از توجه عمیق مسلمانان تایلند به انقلاب اسلامى ایران و توجه به شیعه گفت و کمک خواست. عصر آقاى [محمد] غرضى [وزیر نفت] آمد و گزارش [اجلاس وزیران] اوپک را داد که عراق در طلب افزایش سهمیه شکست خورده است. مدیران پست آمدند. براى آنها صحبت کردم.

دبیران اتحادیه انجمن هاى اسلامى سراسر کشور از وزارت نفت آمدند و از عملکرد آقاى غرضى شکایت داشتند. در جلسه شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] شرکت نکردم. تا ساعت هشت در دفترم کار کردم.

گروه جدیدى از مردم اطراف قزوین، براى مقابله با گروه دیگرى آمدند که چند روز پیش به عنوان شکایت از آقاى [قدرت الله] علیخانى - رییس کمیته قزوین - براى اعتصاب مقابل مجلس آمده بودند. به هر دو پیغام دادم که بروند و من هیأتى براى رسیدگى اعزام مى کنم. شب به خانه آمدم. امروز هم جزیره خارک بمباران شده. تقریباً هر روز [بمباران] مى شود، ولى آسیب کم است؛ چون هواپیماهاى مهاجم از ارتفاع بالا بمب مى اندازند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا