خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 03:47کد خبر27445

در منزل بودم. اطلاع دادند اعضاى شوراى مصلاى تهران به خاطر تصرف یک مسجد در جوار مصلا بازداشت شده اند. با آقایان [موسوى] اردبیلى [رییس دیوان عالى کشور] و میرعمادى [دادستان عمومى تهران] مکرراً صحبت کردم. دلیل اقدام آنها ادعاى غیرواقعى بودن مسجد و اینکه آنجا

در منزل بودم. اطلاع دادند اعضاى شوراى مصلاى تهران به خاطر تصرف یک مسجد در جوار مصلا بازداشت شده اند. با آقایان [موسوى] اردبیلى [رییس دیوان عالى کشور] و میرعمادى [دادستان عمومى تهران] مکرراً صحبت کردم. دلیل اقدام آنها ادعاى غیرواقعى بودن مسجد و اینکه آنجا دکه اى براى سوء استفاده بوده و ملک آن از شهردارى است که قابل وقف نبوده. بالاخره قرار شد شب با سپردن وثیقه آزاد شوند، به جز یک نفر.

ظهر آقاى شیخ محمد هاشمیان آمد. در مکه و اسپانیا بوده. عصر احمدآقا آمد و راجع به دستور امام در کیفیت انتخاب وزرا مذاکره کردیم. آقاى [محمدى] رى شهرى [وزیر اطلاعات] آمد و درباره پیدا کردن عاملان پخش اعلامیه اى با امضاى مجهول «جمعى از نمایندگان مجلس» علیه آیت الله خامنه اى و همچنین درباره اقدامى به تلافى [حملات هوایى عراق به جزیره خارک] مذاکره شد.

آقاى سادات و همسران گروهى از اسراى همراه [محمدجواد] تندگویان وزیر نفت آمدند و براى اقدام در راه نجات اسرا استمداد کردند. گزارش ها را آوردند و خواندم. وزارت امور خارجه درباره توصیه هایى که ممکن است به آقاى قذافى در سفر آینده او به شوروى بشود، مذاکره کرد. دیروقت خوابیدم. کار عقب مانده خیلى داشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا