خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آبان ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 22:38کد خبر31888

در منزل بودم. خاطرات دو روز گذشته را نوشتم. خاطرات سفر ترکمنستان خیلى طولانى شد. ظهر بچه ها جمع بودند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، مدیر بنیاد شهید آمد. مقدارى گز آورد. دربارة امور فرهنگى صحبت کردیم. کارها را از دفتر آوردند، انجام دادم. از امروز، قیمت تعدادی از

در منزل بودم. خاطرات دو روز گذشته را نوشتم. خاطرات سفر ترکمنستان خیلى طولانى شد. ظهر بچه ها جمع بودند. آقاى [محمدحسن] رحیمیان، مدیر بنیاد شهید آمد. مقدارى گز آورد. دربارة امور فرهنگى صحبت کردیم. کارها را از دفتر آوردند، انجام دادم. از امروز، قیمت تعدادی از کالاها براى برنامه کنترل قیمت ها اعلام شد. شب عفت و بچه ها براى مراسم عروسى قاسم همشیرهزاده رفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا