خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 23:22کد خبر31962

ساعت هشت به فرودگاه رسیدیم. مهدی هم همراه من بود. فاطى شب مانده بود که امروز کارها را براى رسیدن عفت از مکه آماده کند. ساعت هفت و نیم صبح به سوى زاهدان پرواز کردیم. جمع زیادی از وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان، آقایان [حمید] میرزاده، [مسعود روغنی]

ساعت هشت به فرودگاه رسیدیم. مهدی هم همراه من بود. فاطى شب مانده بود که امروز کارها را براى رسیدن عفت از مکه آماده کند. ساعت هفت و نیم صبح به سوى زاهدان پرواز کردیم. جمع زیادی از وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان، آقایان [حمید] میرزاده، [مسعود روغنی] زنجانى، [علیمحمد] بشارتى، [اکبر] ترکان، [محمدرضا] نعمت زاده، [غلامرضا] فروزش، [عباس] آخوندی، [بیژن نامدار] زنگنه، [جلیل] بشارتى و حسین [مرعشی]، رییس دفتر همراه بودند. در مسیر مذاکراتى دربارة کارهاى هر یک از وزرا در استان داشتیم.

ساعت نهونیم وارد فروگاه زاهدان شدیم. بعد از استقبال رسمى و مصاحبه به سوى شهر حرکت کردیم. استقبال مردم بسیار پُرشور و با توجه به سُنّىبودن نیمى از مردم، خیلى عجیب بود. دو طرف خیابان ها را طناب کشیده بودند که مردم، حرکت را کُند نکنند. اعتراض کردم، ولى دیگر گذشته بود. در سفرهاى دیگر هم عتاب کرده ام، ولى ملاحظات امنیتى را بر رضایت من مقدم مى دانند؛ هر کسى به دیگرى نسبت مى دهد.

در مصلاى شهر، در جمع خانواده هاى ایثارگران، خیرمقدم و گزارش و سرود دختران شاهد و سخنرانى تسلیت آمیز من انجام شد. به ورزشگاه بزرگ شهر رفتیم. جمعیت با شکوه و منظمى بود. [آقای حبیبالله محمدیان]، امام جمعه و [آقای سیدحسن ربانی]، نماینده رهبرى براى اهل سنت و مولوى [محمد] اسحاق مدنی، [مشاور رییسجمهور در امور اهل سنت] صحبت کردند و ضمن خیرمقدم، خواسته ها را طرح نمودند؛ خیلى مؤدب و کمتوقع و ستایش فراوان از من و تأکید بر وجود وحدت.

شیعه و سنى و جمع زیادی از علماى اهل سنت حضور داشتند. سخنرانی مفصلى کردم و وضع محرومیت شدید استان قبل از انقلاب و خدمات مهم انقلاب و برنامه هاى آینده را توضیح دادم. براى مردم جالب بود و بعداً خیلى ها تحسین مى کردند.

مطابق معمول به استاندارى رفتیم. در جمع علماى شیعه و سنى، حتى مولوى عبدالحمید [اسماعیل زهی]، پُرنفوذترین عالم اهل سنت که معروف به مخالفت با انقلاب است، آمده بود. همان سه نفر قبلى، شبیه همان صحبت ها را کردند و من هم فصلى در موقعیت و وظایف روحانیت و ضرورت صمیمیت همه فِرَق اسلامى گفتم.

ناهار را با جمع خوردیم و کمى استراحت کردم. نماز را قبل از جلسه علما خوانده بودم. در مسیر خط آهن، برای افتتاح طرح احداث خط آهن کرمان – زاهدان رفتیم که با آن، حلقه مفقودة خط سراسرى اروپا به آسیا تکمیل مى شود. مراسم کلنگزنى و پرده بردارى از لوح انجام شد.

سپس رفتیم و سیلوى شصت هزار تنى در حال احداث را دیدیم. خواستند که اجازه بدهیم، ظرفیت آن با هزینه کمى، صد هزار تن شود. سپس بیمارستان 540 تختخوابى در حال احداث را دیدیم که خیلى عظیم است. در آنجا طرح هاى عمرانى وزارت مسکن و شهرسازی در استان هم توضیح داده شد. سپس کلنگ ساختمان سى و هشت هزار مترمربعی دانشگاه علوم پزشکى را به زمین زدیم؛ گفتند براى خلعید ارتش از زمین دانشگاه، دو سالى معطل شده اند و بودجه اعتبارات در حسابشان مانده است. براى کلنگزنى طرح خط لوله آبرسانی از چاه نیمه هاى زابل به زاهدان رفتیم. در محل مخازن عظیم آب در دست ساخت، مراسم بود. [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو و مدیرکل [آب و برق] استان توضیح دادند. با دویست کیلومتر فاصله و هزار و پانصدمتر پمپاژ و صدمیلیارد ریال هزینه، طرح عظیمى را تشکیل مى دهد. [آقای سیدحسن حسینیطباطبایی]، نماینده زابل گفت موافق نیست.

سپس کلنگ خط لوله را زدیم و رفتیم براى دیدن طرح سیلبند شهرکه توسط ستاد جبران خسارات حوادث، با 2/1 میلیارد تومان هزینه، ساخته مى شود؛ با پانزده کیلومتر طول و نُه متر ارتفاع، ضمن حفظ شهر از خطر سیلاب، سالانه دو میلیون مترمکعب آب به سفره آب زیرزمینى تزریق مى شود. مهندس [رسول] زرگر،[ معاون هماهنگی امور عمرانی وزارت کشور]، توضیح داد که پیمانکار، نیروى انتظامى است که این هم جالب است. در برنامه دوم، سى میلیارد تومان، براى این گونه کارها داده ایم که براى پیشگیرى حوادث اجرا مى شود.

براى افتتاح کارخانه بیسکویتسازى نان قدس رضوى، متعلق به آستانقدس رفتیم. کارخانه تمام اتوماتیک و بدون دخالت دست است. من قسمت عمده از ارز آن را داده ام. نماز جماعت اقامه شد و در پایان بازدید، براى حضار صحبت کردم. شعرى در وصف من خوانده شد.

در مسیر از کنار میدان اسبسوارى خصوصى عبور کردیم. اسبداران در کناره استقبال صمیمانه اى داشتند و گل هدیه کردند و قربانى نمودند. براى افتتاح و تماشاى کارخانه آرد [امیدیار] رفتیم؛ پنج کارخانه از این نوع، به زودی در استان افتتاح مى شود.

سپس براى افتتاح 5800 شماره تلفن و 43 دفتر مخابراتى استان رفتیم. استماع گزارش و صحبت تشویق آمیز و صرف شام در استاندارى و مراجعت به اقامتگاه و نوشتن خاطرات تا ساعت یازده شب و خواندن گزارش ها به انجام رسید.

تلفنى با عفت که ساعت پنجونیم امروز از مکه برگشته است، صحبت کردم. از سفرش راضى است. روز پُرکارى بود. خسته خوابیدم، ولى به خاطر دیدن طرح هاى موفق و نشاط مردم استان، بانشاطم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا