خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 11:40کد خبر32237

ساعت نُه صبح به فرودگاه رفتیم و به سوی شهر چیتاگونگ، [بزرگترین بندر و دومین شهر بزرگ بنگلادش] پرواز کردیم. در مسیرها، مردم زیادی اجتماع برای استقبال کرده بودند. چند بار در میدان های شهر، برای پاسخ به احساسات مردم، از ماشین پیاده شدم. در پالایشگاه قدیمی

ساعت نُه صبح به فرودگاه رفتیم و به سوی شهر چیتاگونگ، [بزرگترین بندر و دومین شهر بزرگ بنگلادش] پرواز کردیم. در مسیرها، مردم زیادی اجتماع برای استقبال کرده بودند. چند بار در میدان های شهر، برای پاسخ به احساسات مردم، از ماشین پیاده شدم.

در پالایشگاه قدیمی شهر گزارش شنیدیم. روزانه 34 هزار بشکه نفت تصفیه می کنند. خواستار کمک ایران برای تأسیس واحد دیگری در حد 60 هزار بشکه در روز می باشند. قول مساعد دادم. در مراسم کلوپ بازرگانان، قرارداد مشارکت شرکت بخش های خصوصی ایران و بنگلادش برای ساخت پالایشگاه امضا شد.

ناهار و نماز در محل کلوپ بازرگانان بودیم؛ همان جا که ضیاءالرحمن ، قبلاً ترور و کشته شده است. در مراسمی، سخنرانی رؤسای اتاق های بازرگانی تهران و چیتاگونگ را

داشتیم و همکاری شان در مورد پالایشگاه و تجارت و من هم صحبت کردم . عصر به بندر آزاد چیتاگونگ رفتیم. از تعداد واحدها و مبالغ سرمایه های جذب شده خارجی و شرایط کار گزارش دادند و از واحد تولیدی قلاب ماهیگیری بازدید کردیم.

به داکا برگشتیم و برای امضای اسناد و انجام مصاحبه مطبوعاتی به نخست وزیری رفتیم؛ هردو انجام شد. شب در اقامتگاه با نخست وزیر و وزیر راه و آقای مُرشدخان، فرستاده ویژه نخست وزیر، ملاقات و مذاکرات مفصل داشتیم. سپس خاطرات دیروز و امروز را نوشتم. در گزارش ها امضای آتش بس در بوسنی مورد توجه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا