در گزارش ها، پیشرفت طالبان و گرفتن سرآسیاب از دولت [برهان الدین] ربانی، موردتوجه است. آقای بروجردی، [معاون وزیرامورخارجه]، به همین دلیل به ایران رفت. اول وقت برای مراسم اهدای گل به محل یادبود شهدا در 35 کیلومتری شمال غرب داکا رفتیم و در راه اطلاعات زیادی
در گزارش ها، پیشرفت طالبان و گرفتن سرآسیاب از دولت [برهان الدین] ربانی، موردتوجه است. آقای بروجردی، [معاون وزیرامورخارجه]، به همین دلیل به ایران رفت. اول وقت برای مراسم اهدای گل به محل یادبود شهدا در 35 کیلومتری شمال غرب داکا رفتیم و در راه اطلاعات زیادی کسب کردیم. اطراف داکا را آب گرفته و به زودی خشک می شود. اراضی در مدت خشکی زمین، دو بار زیرکشت می رود. پنج ماه در سال آب گرفته و هفت ماه کشت است.
در مسیر مردم زیادی از روستاها در دو سوی جاده به استقبال آمده بودند. پس از اهدای گل، درختی هم غرس کردیم. با یک راننده ریکشا- سه چرخ هایی که دو نفر مسافر را حمل می کنند- صحبت کردم؛ کار سختی است، ولی با توجه به مشکل محیط زیست، جالب است.
به کاخ نخست وزیری رفتیم. ابتدا مذاکره خصوصی داشتیم. دربارة مشکل مبارزات اپوزیسیون گفت که خواستار استعفای دولت و تشکیل دولت موقت برای انتخابات آینده هستند و نیز از مشکل اختلاف با هند بر سر آب و با پاکستان بر سر مهاجران بیکار گفت. در جلسه رسمی، در موارد همکاری مذاکره شد که زیاد است و بر اهمیت همکاری دو کشور تأکید شد.
عصر به جلسه اتاق بازرگانی و تجار بخش خصوصی در هتل رفتیم. وزیر بازرگانی صحبت کرد و خیرمقدم گفت و من دربارة ضرورت پیداکردن میدان ها و شیوه های جدید و مدرن برای توسعه تجارت صحبت کردم .
از آنجا برای شروع کار ساختمان واحدی برای تعلیم زبان فارسی به هزینه ایران، به دانشگاه داکا رفتیم. وزیر فرهنگ و رییس دانشگاه، دربارة اهمیت زبان فارسی در تاریخ بنگلادش و ضرورت توجه به آن به خاطر میراث گران بهای زبان فارسی در آنجا حرف زد. من هم در همین زمینه سخنرانی کردم . زمینی در اختیار گذاشته اند. بناست سه هزار متر مربع بسازیم روی سنگ بنایی که پرده برداری کردم، شعری فارسی آورده بودند که تمجید از زبان فارسی و یک مصراع آن به صورت ابجد، تاریخ شروع ساخت بود.
به سفارت مان رفتیم. چندصد نفر، علمای روحانی از سراسر بنگلادش جمع بودند. نماز جماعت را به امامت یکی از آنها خواندیم. شاعری از آنها، شعری رسا در وصف انقلاب و من خواند. یکی از علما دربارة اهمیت ایران و انقلاب سخنرانی کرد. من در صحبتی مفصل دعوت به اتحاد کردم و جواب تهمت های تفرقه افکنان به شیعه، از قبیل عقیده به تحریف قرآن یا اهانت به صحابه و همبستگی ائمه با پیغمبر صحبت کردم . سپس مقداری با خانواده های ایرانیان سفارت و دانشجویان، مذاکره و دلجویی داشتیم.
برای شام به نخست وزیری رفتیم. ابتدا مذاکرات خصوصی با خانم خالده ضیاء برگزار شد. سپس به شام رفتیم. سر میز بیشتر او با عفت صحبت می کرد و من با رییس قوه قضاییه که خیلی نسبت به ایران ابراز علاقه می کرد و سئوالات زیادی داشت.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام