خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/07/29 - 07:48کد خبر31132

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه براى خطبه ها مطالعه کردم. در نمازجمعه شرکت کردم. خطبه اى در مورد عدالت اجتماعى و دیگرى در مناسبات هفته و بیشتر مسأله بوسنى و هرزگوین خواندم. ظهر بچه ها جمع بودند. یاسر هم رسید. بعد از ظهر، عفت و محسن به رفسنجان رفتند. مغرب،

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه براى خطبه ها مطالعه کردم. در نمازجمعه شرکت کردم. خطبه اى در مورد عدالت اجتماعى و دیگرى در مناسبات هفته و بیشتر مسأله بوسنى و هرزگوین خواندم.

ظهر بچه ها جمع بودند. یاسر هم رسید. بعد از ظهر، عفت و محسن به رفسنجان رفتند. مغرب، عفت از کشکوییه تلفن کرد و از مهدى پرسید. تاکنون خبرى از او نداریم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا