خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آبان ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/07/29 - 07:54کد خبر31146

در خانه بودم. کار زیادى براى انجام آورده بودم. ظهر بچه ها جمع بودند. مونا، [دختر فائزه] به سن تکلیف رسیده است و نیم سکه اى از مادرش به عنوان هدیه تکلیف گرفت؛ از لحاظ روحى، کاملاً آماده انجام تکالیف شده است.

در خانه بودم. کار زیادى براى انجام آورده بودم. ظهر بچه ها جمع بودند. مونا، [دختر فائزه] به سن تکلیف رسیده است و نیم سکه اى از مادرش به عنوان هدیه تکلیف گرفت؛ از لحاظ روحى، کاملاً آماده انجام تکالیف شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا