خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 22:51کد خبر31916

امروز در خانه بودم. عفت براى مراسم سپاه پاسداران به مناسبت هفته زن رفت. ظهر بچه ها جمع بودند. تقریباً یکسره تا شب و این لحظه – ساعت دهونیم- باران داشتیم. ظهر بچه ها جمع بودند. در چند نقطه کشور سیل داشتیم. با مطالعه گزارش ها، قسمتى از وقت گرفته شد و قسمتى

امروز در خانه بودم. عفت براى مراسم سپاه پاسداران به مناسبت هفته زن رفت. ظهر بچه ها جمع بودند. تقریباً یکسره تا شب و این لحظه – ساعت دهونیم- باران داشتیم. ظهر بچه ها جمع بودند. در چند نقطه کشور سیل داشتیم. با مطالعه گزارش ها، قسمتى از وقت گرفته شد و قسمتى را صرف مطالعه کتاب اصول آیت الله سیستانى کردم. مقدمه کتاب «الرافد» که تقریر درس ایشان است را خواندم. به نظرم رسید، نو آورى هاى خوب و دقیقی دارند.

عصر با محسن، [مدیرعامل دفتر نشر معارف انقلاب]، دربارة تنظیم آثار خاطراتم صحبت شد. معتقد است که با کمى اصلاح، دفاتر خاطرات روزانه قابل نشر است؛ مشکل ذکر اسم و مطالب مربوط به اشخاص یا حوادث مهم سیاسى یا نظامى است. گفت مجموعه اقدامات عمرانى که در دوره مسئولیت من انجام شده است، جمع آوری و در کامپیوتر ضبط مى شود.

در مورد برنامه تأسیس هزار فروشگاه زنجیره اى صحبت شد. محسن گزارش تحقیقاتى دفتر بازرسى ویژه [رییسجمهور] را که در گذشته به دستور من انجام داده است، داد و قرار شد از آن در اساسنامه استفاده شود. شب هم بعضى از بستگان آمدند و قسمتى از وقت را هم به تماشاى تلویزیون نشستم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا