خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آبان ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/07/29 - 07:54کد خبر31143

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. قرار بود آقای دمیرل ساعت هشت و نیم تلفن بزند که نزد. ساعت یازده زنگ زدند که گفتم وقت دیگرى باشد؛ چون هنوز کشتى از ترکیه حرکت نکرده، نخواستم صحبت شود تا یقین حاصل شود. دیشب وزیرامورخارجه ترکیه، تلفنى به دکتر [علی اکبر]

ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. قرار بود آقای دمیرل ساعت هشت و نیم تلفن بزند که نزد. ساعت یازده زنگ زدند که گفتم وقت دیگرى باشد؛ چون هنوز کشتى از ترکیه حرکت نکرده، نخواستم صحبت شود تا یقین حاصل شود. دیشب وزیرامورخارجه ترکیه، تلفنى به دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امورخارجه] گفته است.

پرسنل حفاظت اطلاعات سپاه آمدند. آقاى [علی] سعیدى گزارش داد و من تشویق شان کردم؛ خواسته هایى داشتند. امام جمعه هاى دهبید [= صفاشهر] و آباده آمدند. مى خواستند که مرکز بخش باشند و تقاضاهاى دیگرى هم داشتند.

آقاى [عباسعلی] وکیلى، رییس ستاد[رسیدگی به امور]آزادگان آمد. گزارش کار داد و براى بهتر شدن کار تقاضاهایى داشت. بناست تا سال آینده، ستاد منحل شود.

دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] آمد. راجع به سیاست بودجه و تک نرخى شدن ارز و مسایل جارى دیگر مذاکره کردیم.

عصر آقاى [محمود] واعظى، [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد. گزارش سفر به اُزبکستان و ترکمنستان، از پیام هاى دوستانه و نشست آقاى [صفرمُراد] نیازف و موارد توسعه همکارى در دریاى خزر و همکارى با روس ها و کم شدن نگرانى هاى آنها از برنامه صدور انقلاب ما را داد. در مورد کیفیت برخورد با آمریکا و رییس جمهور جدید این کشور سئوال داشت که گفتم با مدارا و بدون تشنج باشد.

شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. موضوعات ضرورى براى دستور کار را مشخص کردیم و رییس دانشگاه علوم پزشکى رفسنجان تأیید شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا