خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 18:51کد خبر26094

صبح زود با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد كه دوباره عراقى‌ها را عقب زده‌ايم و به جاى ديروز برگشته‌ايم و [حدود] شصت نفر شهيد و شصت نفر اسير داده‌ايم. آقاى [ابولفضل] توكلى مسئول مستغلات بنياد 

صبح زود با جبهه تماس گرفتم. معلوم شد كه دوباره عراقى‌ها را عقب زده‌ايم و به جاى ديروز برگشته‌ايم و [حدود] شصت نفر شهيد و شصت نفر اسير داده‌ايم. آقاى [ابولفضل] توكلى مسئول مستغلات بنياد [مستضعفان] كه از سفر آمريكا برگشته بود، آمد و گزارش كار و املاك بنياد خود و وضع دانشجويان ايرانى مقيم آمريكا را داد.

احمدآقا و آقاى [على] حجتى كرمانى هم آمدند. آقاى حجتى اظهار ناراحتى مى‏كرد و كارى مى‌خواست. احمدآقا خبر داد كه عراقى‌ها از پادگان حميد و هويزه فرار كرده‌اند. در تماس با جبهه، اين خبر تأييد شد. اين حادثه مهمى است كه نظاميان عراق فرار كرده‌اند و نيروهاى ما آنها را تعقيب كرده‌اند. در جفير نيز درگير شده‌ايم.

عصر ناخدا [دكتربهرام] افضلى و آقاى [محمدعلى] الهى فرمانده نيروى دريايى و مسئول سياسى ايدئولوژيك آمدند و گزارشى از وضع نيروى دريايى دادند؛ گويا افرادى با آنها مخالفت دارند و مى‌خواستند زمينه‏سازى كنند كه حرف‌هاى آنها را نپذيريم.

شب آقاى منتظرى تلفن كردند و پيشنهاد دادند كه سريعاً به منظور سقوط صدام وارد خاك عراق شويم. خبرى تأييد نشده رسيد كه يك هلي‏كوپتر عراقى در خاك ايران، فرود آمده و عده‌اى از مسئولين عراقى پناهنده شده‌اند. گفتم كه تحقيق كنند. شايعه‌اى مبنى بر ناپديد شدن صدام هم هست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا