خاطرات اکبر هاشمی - ۴ خرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:32کد خبر32097

سفیران کشورهای آفریقایی آمدند؛ به مناسبت سی و سومین سال تأسیس سازمان وحدت آفریقا مراسمی دارند. آقای ولایتی، [وزیر امورخارجه] و سفیر تونس صحبت کردند. سفیر تونس، نطقش را با زبان فارسی و لهجه خوب خواند. من هم دربارة خدمات سازمان وحدت آفریقا و انتظار

سفیران کشورهای آفریقایی آمدند؛ به مناسبت سی و سومین سال تأسیس سازمان وحدت آفریقا مراسمی دارند. آقای ولایتی، [وزیر امورخارجه] و سفیر تونس صحبت کردند.

سفیر تونس، نطقش را با زبان فارسی و لهجه خوب خواند. من هم دربارة خدمات سازمان وحدت آفریقا و انتظار بیشتر و سیاست خارجی خودمان صحبت کردم و از تکتک آنها احوالپرسی نمودم و عکس دسته جمعی گرفتیم.

عقد برادر یکی از پاسدارانم را بستم. [آقای حبیبالله محمدیان]، امام جمعه زاهدان آمد. از تبعیض بین او و نماینده رهبری برای اهلسنت و کارشکنی دوستان امامجمعه سابق شکایت داشت و برای توسعه مدرسه علمیه کمک خواست.

خانم [شهلا] حبیبی، [مشاور رییسجمهور در امور زنان] آمد. گزارش کار داد و از وزارت اطلاعات شکایت داشت. آقایان [اکبر] ترکان، [وزیر راه و ترابری] و [حسن] شفتی، [مدیرعامل شرکت هواپیماییهما] آمدند. اصرار داشتند که اجازه گرانکردن پروازهای خارجی را بدهم؛ نپذیرفتم. دکتر [محمدرضا] عارف، رییس دانشگاه تهران آمد و برای تسریع در امور عمرانی و در مورد تشکل های دانشجویی، کسب تکلیف کرد.

به خانه آمدم. عفت از کسالت اعظم، [همسر محسن]، خیلی نگران است و اصرار دارد، برای معالجه به خارج بروند. آقای [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل سازمان امور اداری استخدامی کشور] آمد. گزارش کار داد و در مورد اصلاح وضع حقوق کارمندان و گزینش و شورایعالی اداری صحبت شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا