[اقامه] نماز جمعه را به عهده آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى گذاشتم. تا ساعت يازده مطالعه و پياده روى داشتم و ظهر همراه با خانواده و همسر شهيد مطهرى به كرج رفتيم.
[اقامه] نماز جمعه را به عهده آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى گذاشتم. تا ساعت يازده مطالعه و پيادهروى داشتم و ظهر همراه با خانواده و همسر شهيد مطهرى به كرج رفتيم. مهمان آقاى [حسين فريدون] روحانى فرماندار كرج بوديم. آقايان [عبدالكريم] موسوىاردبيلى، [عبدالمجيد] معاديخواه، [علىاكبر] ناطقنورى و دكتر [حسن] روحانى هم بودند. تا غروب آنجا مانديم. مقدارى باران آمد و هوا خوب بود.
شب به خانه آمدم و به اخبار صداوسيما گوش دادم. با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد در طلائيه، عراق به ما حمله كرده و خاكريزى تصرف كرده و چند نفر از ما اسير گرفته است. احتمالاً براى منصرف كردن فكر ما از خرمشهر، دست به اين كار زده است.
![جلسه علنى داشتيم. در اول جلسه حمله اسرایيل به لبنان را محكوم كردم. نمايندگان عليه آقاى شريعتمدارى صحبت كردند. آقاى [هاشم] صباغيان خواست اعلاميه نهضت آزادى [ايران] را در محكوميت كودتا بخواند كه عدهاى شلوغ كردند](/sites/default/files/styles/max_1300x1300/public/1405-06/rafsanjani.jpg.webp?itok=YeJTLtbv)




کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام