خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. در اول جلسه حمله اسرایيل به لبنان را محكوم كردم. نمايندگان عليه آقاى شريعتمدارى صحبت كردند. آقاى [هاشم] صباغيان خواست اعلاميه نهضت آزادى [ايران] را در محكوميت كودتا بخواند كه عده‌اى شلوغ كردند
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 19:11کد خبر26100

[اقامه] نماز جمعه را به عهده آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى گذاشتم. تا ساعت يازده مطالعه و پياده‏ روى داشتم و ظهر همراه با خانواده و همسر شهيد مطهرى به كرج رفتيم.  

[اقامه] نماز جمعه را به عهده آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى گذاشتم. تا ساعت يازده مطالعه و پياده‏روى داشتم و ظهر همراه با خانواده و همسر شهيد مطهرى به كرج رفتيم. مهمان آقاى [حسين فريدون] روحانى فرماندار كرج بوديم. آقايان [عبدالكريم] موسوى‌اردبيلى، [عبدالمجيد] معاديخواه، [على‌اكبر] ناطق‌نورى و دكتر [حسن] روحانى هم بودند. تا غروب آنجا مانديم. مقدارى باران آمد و هوا خوب بود.

شب به خانه آمدم و به اخبار صداوسيما گوش دادم. با جبهه تماس گرفتم و معلوم شد در طلائيه، عراق به ما حمله كرده و خاكريزى تصرف كرده و چند نفر از ما اسير گرفته است. احتمالاً براى منصرف كردن فكر ما از خرمشهر، دست به اين كار زده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا