خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. لايحه معدن مطرح بود. پيش از ظهر آقاى [حسن] حبيبى آمد و نظر امام را درباره تركيب ستاد انقلاب فرهنگى و شوراى عالى آموزش گفت. قرار شد كه من با امام صحبت كنم. آقاى شيخ [محمد] جعفر شمس‏الدين از لبنان ظهر آمد و حمايت از آقاى [محمدمهدى] شمس‌الدين را درخواست كرد. درباره پذيرفتن دعوت آقاى [احمد] سكوتوره از آقاى شيخ شمس‌الدين مشورت مى‌كرد كه من نظر موافق خود را اعلام كردم. عصر كلاس [درس] مواضع [حزب جمهورى اسلامى] داشتيم و سپس آقاى [محمدعلى] نجفى وزير علوم آمد و راجع به شوراى عالى آموزش و خيلى چيزهاى
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 19:09کد خبر26099

جلسه علنى داشتيم. لايحه معدن مطرح بود. پيش از ظهر آقاى [حسن] حبيبى آمد و نظر امام را درباره تركيب ستاد انقلاب فرهنگى و شوراى عالى آموزش گفت. قرار شد كه من با امام صحبت كنم.  

جلسه علنى داشتیم. لایحه معدن مطرح بود. پیش از ظهر آقاى [حسن] حبیبى آمد و نظر امام را درباره ترکیب ستاد انقلاب فرهنگى و شوراى عالى آموزش گفت. قرار شد که من با امام صحبت کنم. آقاى شیخ [محمد] جعفر شمس‏ الدین از لبنان ظهر آمد و حمایت از آقاى [محمدمهدى] شمس‌الدین را درخواست کرد. درباره پذیرفتن دعوت آقاى [احمد] سکوتوره از آقاى شیخ شمس‌الدین مشورت مى‌کرد که من نظر موافق خود را اعلام کردم.

عصر کلاس [درس] مواضع [حزب جمهورى اسلامى] داشتیم و سپس آقاى [محمدعلى] نجفى وزیر علوم آمد و راجع به شوراى عالى آموزش و خیلى چیزهاى دیگر مطالبى مطرح شد. مربیان هلال احمر آمدند و گزارشى از خدمات خود دادند که جالب بود. عبایى به آقاى [حسن] فیروزآبادى سرپرست سازمان هدیه دادم.

شب آقاى ترابى از دفتر مشاورت امام آمد و راجع به ارتش، مطالب جالبى داشت. مخصوصاً از معاونت طرح و برنامه نیروى هوایى که توجهى به خودکفایى ساخت قطعات ندارد.

شب به منزل رفتم، یاسر و مهدى از منزل فاطى آمدند. یاسر به خاطر اینکه فاطى او را به کتابخانه مورد نظرش نبرده بود، قهر کرده و گریه و بداخلاقى داشت و با همین حال خوابید. 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا