خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:24کد خبر32814

شب راحت نخوابیدم. بعد از نماز صبح خوابیدم و خواب نه چندان خوبى دیدم که نشانى از مشکلات احتمالى بعد از دوران ریاست جمهوری ام دارد. امکانات اقامتگاه، خیلى مطلوب نیست. آب تصفیه شده نیست و چون اخیراً مرض تیفوس در اینجا شیوع یافته، از مصرف آن احتیاط مى

شب راحت نخوابیدم. بعد از نماز صبح خوابیدم و خواب نه چندان خوبى دیدم که نشانى از مشکلات احتمالى بعد از دوران ریاست جمهوری ام دارد. امکانات اقامتگاه، خیلى مطلوب نیست. آب تصفیه شده نیست و چون اخیراً مرض تیفوس در اینجا شیوع یافته، از مصرف آن احتیاط مى کنیم. لوله ها قدیمى است و ذرات زنگ زدگى، آب را کدر مى کند؛ به خصوص آب گرم را. فرش ها ماشینى و کهنه است. وضع اقتصادی شان خوب نیست. گزارش ها را خواندم و اخبار فارسى [رادیو] بى بى سى را گرفتم. سفر من به اینجا و اعلان ترکیب دولت افغانستان از سوى مخالفان طالبان مورد توجه است.

آقاى رحمان اُف آمد و با هم به فرودگاه رفتیم و با هواپیماى کوچک 44 نفره اى به سوى شهرکولاب حرکت کردیم. این بخش در برنامه سفر نبود؛ به اصرار آنها پذیرفتم. مسیر کوهستانى و سرسبز است و رودهاى پُرآب جلب توجه مى کند. در مسیر، زادگاه خودش و [سیدعبدالله] نورى و [اکبر] تورجان زاده را نشان داد. اخیراً براى پشتیبانى جنگ، فرودگاه کولاب را توسعه داده اند.

مردم کولاب استقبال گرمى کردند. از فرودگاه تا محل قبر میرسیدعلى همدانى ، دو طرف خیابان به صف بودند. گل به دست و شعار بر لب و با کلمه «اینهاش»، مثل ما ایرانى ها ما را نشان مى دادند. مقبره میرسیدعلى را دیدیم؛ با کاشى کارى ایرانى، اخیراً تعمیر شده و اطرافش پارک است. موزه کوچکى هم دارد. فاتحه خواندم و نشستیم. خادم هم قرآن خواند. یادداشتى هم در دفترشان نوشتم. به میان انبوه مردم که در مقابل مقبره جمع شده بودند، رفتیم و به احساساتشان پاسخ دادم.

به فرودگاه رفتیم و با هلى کوپترها به سوى محل سد سنگ توده پرواز کردیم. در مسیر سد بزرگ تارک را از بالا دیدیم. خیلى عظیم از نوع خاکى با 350 متر ارتفاع و با دریاچه اى به ظرفیت 11 میلیارد متر مکعب آب و با نیروگاهى، به ظرفیت 350 مگاوات برق بود. در شوروى سابق روى رودخانه وخش از سرشاخه هاى آمودریا، یا جیحون ساخته شده است.

در محل سد سنگ توده فرود آمدیم. وزیر برق، دربارة آن سد نیمه تمام توضیح داد. براى 600 مگاوات برق ساخته مى شود. 65 درصد آن مانده است و انتظار دارند به کمک ما تمام شود. متخصصان ما هم براى بررسى آنجا بودند. دربارة ظرفیت آب و تولید برق هم توضیح داد؛ خیلى عظیم است. مجموعاً اگر همه ظرفیت را با ساختن سدها به کار بگیرند، مى توانند 500 میلیارد کیلووات ساعت برق تولید کنند که ثروت عظیمى است؛ بهتر از نفت از رودخانه هاى سیحون، جیحون، وخش و سرافشان.

به سوى دوشنبه برگشتیم. تونل هایى نشان دادند که آب را به دشت ها و دره هاى دیگر می برد. در اقامتگاه، مراسم امضاى اسناد را داشتیم. من و ایشان دربارة زمینه همکارى ها و اجراى قراردادها صحبت کردیم و مصاحبه با خبرنگاران که هر یک، سه سئوال پاسخ دادیم.

سپس به اقامتگاه رفتیم. ناهار را با آقایان [علی اکبر] ولایتى، [محمود] واعظى، [غلامرضا] فروزش، [محمدرضا] نعمت زاده و محسن خوردیم؛ ضمن صحبت دربارة نحوه همکارى ها. پس از نماز و استراحت، خبر رسید که در جنوب خراسان، زلزله شدیدی رخ داده و صدها نفر تلفات داشته که در افغانستان هم بوده است.

آقاى رحمان اُف آمد. براى مراسم اعطای دکتراى افتخارى به من و عضویت در آکادمى علوم شان، با هم به تالار عینى رفتیم. جلسه باشکوهى بود در تالار جالبى با حضور 700 نفر از دانشمندان. رییس آکادمى و آقاى رحمان اُف صحبت کردند و از پیشرفت هاى ایران و خدمات علمى و سیاسى و فرهنگى من گفتند. من هم صحبت مفصلى در راه هاى تجدید عظمت شرق و مسلمین و تجربه هاى ایران کردم. شب مراسم را به طور کامل از تلویزیون پخش کردند. به طور کلى اهمیت زیادی به این سفر مى دهد.

از آنجا براى افتتاح مدرسه ایرانى ها در کنار سفارت رفتیم. ایرانى ها جمع بودند سفیرمان آقاى [رسول] موسوى، گزارش داد و من هم با صحبت کوتاهى تشویق شان کردم. به سفارت رفتیم. دربارة کارها توضیح دادند و مخصوصاً تأسیس چاپخانه کوچکى که امروز در تاجیکستان منحصر به فرد است و کارهاى چاپى آنها را هم انجام مى دهد. تقاضا کردند که کمک کنم تا زمین هاى اطراف سفارت را براى توسعه بخرند. جاى خوبى کنار وزارت امورخارجه و وزارت دفاع است؛ پذیرفتم. آقاى رحمان اُف هم براى استقبال آقاى [برهان الدین] ربانى، رییس جمهور افغانستان رفت که براى مذاکرات سه جانبه فارسی زبان ها آمده است.

بعد از نماز مغرب، مذاکرات سه جانبه با حضور من و رحمان اُف و ربانی و ولایتى و محسن و وزیر امورخارجه آنها داشتیم. گزارش وضع افغانستان را دادند. مدعى اند که وضع شوراى دفاعى خوب است و با اعلان ترک دولت، بهتر شده و طالبان رو به ضعف اند و پاکستان هم در حمایت آنها دچار مشکل شده، ولى مسایل قابل اطمینان نیست؛ گرچه وضع کمى بهتر است. از کمک ما و شوروى ها راضی اند. قرار شد جلسه بعدی در تهران باشد.

سپس براى شام رفتیم. وزرا هم ملحق شدند. سر میز شام، صحبت ها بیشتر دربارة زبان فارسى و اختلاف تاجیکى ها با اُزبکستان بود و آقاى [امام علی] رحمان اُف در مقابل آقاى [اسلام] کریم اُف حساسیت دارد. حضور مردم تاجیک در سمرقند هم براى دو طرف مسأله ساز است. به اقامتگاه آمدیم.

به وضع زلزله خراسان رسیدیم. تلگراف تسلیت و دستور کمک ارسال کردم. [آقای علی محمد بشارتی]، وزیرکشور پرسیده بود که در مقابل افغان هاى زلزله زده که به طرف ایران مى آیند، چه کنند؟ گفتم در مرز اردوگاه کمک درست کنند.

آقاى نعمت زاده، [وزیر صنایع] آمد. گزارش بازدید از کارخانه تعطیل شده کابل سازى را داد که خیلى بزرگ است. قرار شد براى راه اندازى آن کمک کنیم. آقاى فروزش، [وزیر جهادسازندگی] و رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان]، گزارش راه اندازی کارخانه شیر پاستوریزه و نوشابه سازى توسط ما را دادند. مفتى تاجیکستان آمد. گزارش وضع مساجد و طلبه ها را داد. پنج هزار مسجد دارند و در 180 مسجد، نمازجمعه خوانده مى شود. تعداد 50 تخته قالى به مسجد جامع شان هدیه کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا