تا ساعت دوازده، در منزل دربارة اوضاع و تاریخ تاجیکستان مطالعه مى کردم. به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. بعد از مصاحبه کوتاهى، با بدرقه رسمى به سوى تاجیکستان پروازکردیم محسن و یاسر و آقایان دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امورخارجه]، [محمدرضا] نعمت زاده،
تا ساعت دوازده، در منزل دربارة اوضاع و تاریخ تاجیکستان مطالعه مى کردم. به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. بعد از مصاحبه کوتاهى، با بدرقه رسمى به سوى تاجیکستان پروازکردیم محسن و یاسر و آقایان دکتر [علی اکبر] ولایتى، [وزیر امورخارجه]، [محمدرضا] نعمت زاده، [غلامرضا] فروزش، [وزیر جهادسازندگی] و [محسن] رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] همراه بودند. در راه، آقاى ولایتى گزارش سفر به مصر را داد که مسأله احیاى روابط مصر و ایران قابل توجه است. ناهار و نماز و استراحت در راه انجام شد.
ساعت چهار بعد از ظهر به وقت دوشنبه – سه ونیم به وقت تهران- در فرودگاه دوشنبه فرود آمدیم. استقبال گرمى نمودند. همراه آقاى [امام علی] رحمان اُف، رییس جمهور [تاجیکستان]، به سوى اقامتگاه حرکت کردیم. استقبال مردمى گرمى در خیابان هاى دوشنبه نمودند. خیابان ها پُردرخت و وسیع است، مخصوصاً خیابان رودکى که شبیه چهارباغ
اصفهان است، ولى از لحاظ اتومبیل و مغازه ها و... خلوت است.
اقامتگاه در باغ وسیعى در شمال شهر و فرودگاه در جنوب است. به اقامتگاه، کاروانسرا هم مى گویند. از زمان شوروى سابق مانده و چندین ساختمان پراکنده قدیمى دارد که همراهان در همان جا بودند. هوا آفتابى است. گفتند سه روز باران داشته اند. فصل بهار بسیار باصفایى دارند؛ مخصوصاً با منظره قله هاى پُربرف کوه هاى اطراف.
پس از اندکى استراحت، مذاکرات خصوصى با آقاى رحمان اُف و با حضور محسن داشتم. دربارة مشکلات اقتصادی و جنگ داخلى شان صحبت کردیم. خیلى از ما متشکرند که براى آشتى با مخالفان اسلامى شان، کمک کرده ایم. با اینکه مى دانند به مخالفان کمک هم مى کنیم و تقاضا دارند که براى حل باقى مانده اختلافات و تکمیل صلح پیگیرى کنیم و من هم گفتم، بدون صلح، امکان عمران و بازسازى و توسعه نیست.
به آقاى [اکبر] تورجان زاده خیلى بدبین هستند، ولى به آقاى [سیدعبدالله] نورى، نظر بدی ندارند و مى گویند آقاى تورجان زاده در گذشته با کا.گ.ب همکارى مى کرده و امروز با آمریکا رابطه دارد. معتقد است، در سوءقصد اخیر که در خُجند به جان او شده و سه بار هم در گذشته در سوءقصد به جان او شریک بوده است. مسأله بازداشت و تعقیب عوامل ترورها که وابسته به گروه تورجان زاده اند، مانع تکمیل صلح شده است. وقت زیادی از مذاکرات را گرفت. من گفتم، با تعقیب این افراد، اعتماد به وجود نمى آید و مانع صلح است و باید به فکر عفو عمومی بود.
توضیح جریان سوءقصد اخیر در خجند، با قطعه کوچکى از خمپاره که به پاى ایشان خورده و هنوز بیرون نیاورده اند، ولى سالم است و توضیح اوضاع بد اقتصادی و کم شدن تولید و توقف کارهاى بزرگ صنعتى هم بخش دیگرى از صحبت بود. انتظار دارند ما در اینجا سرمایه گذارى کنیم و سد و نیروگاه نیمه تمام سنگ توده را تمام کنیم و در مقابل از تولیدات کارخانه بزرگ آلومینیوم سازى برداریم که اکنون به خاطر کمبود برق، با 30 درصد ظرفیت کار مى کند، و یا از اورانیوم کارخانه اورانیوم سازى بزرگى که اکنون آن هم تعطیل است.
سپس جلسه مذاکرات رسمى با حضور همراهان داشتیم. صحبت ها دربارة زمینه هاى همکارى فرهنگى، علمى، کشاورزى، صنعتی و دامى بود. سپس شام خوردیم؛ غذاهایشان معمولاً سبک ایران است و صحبت ها دربارة زبان فارسى و اسم غذاها و... بود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام