خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 10:30کد خبر27623

امروز با یاسر و مهدى، در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقاى رضایى اطلاع داد که وضع جبهه ها آرام است. نیروهاى سپاه در شمال غربى تقویت شده اند و این مسأله باعث بالا رفتن روحیه ارتش و سپاه شده است. از دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] وضع ارتباطات

امروز با یاسر و مهدى، در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقاى رضایى اطلاع داد که وضع جبهه ها آرام است. نیروهاى سپاه در شمال غربى تقویت شده اند و این مسأله باعث بالا رفتن روحیه ارتش و سپاه شده است. از دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] وضع ارتباطات خارجى را پرسیدم. خبر تازه اى نبود. با دکتر روحانى درباره وضع جنگ و تعقیب تصمیم ها صحبت کردم.

ظهر [آقاى غلامرضا] آقازاده [وزیر نفت] آمد و گزارش کامل جلسات اوپک را داد. براى جلسات آینده مشورت کرد و قرار شد هرگونه تلاش براى حفظ قیمت نفت بشود و در ارتباط با عربستان فعال باشیم.

آقاى [محسن] کنگرلو [مشاور نخست وزیر] آمد و گفت چهار نفر براى مذاکره درباره گروگان هاى آمریکایى در لبنان، آماده اند به ایران بیایند و در مقابل کمک هاى ما براى آزادى آنها، برنامه ارسال نیازهاى دفاعى را اجرا کنند. موافقت کردم بیایند.

آقاى محسن رضایى آمد. پیشنهاد شد فرماندهى جنگ را به ایشان واگذار کنم و نیروى زمینى [ارتش] را تحت کنترل عملیاتى او قرار دهم. با استخدام پاسدار افتخارى شش ماهه، براى تقویت کادر لشکرهاى سپاه و نیز با تشکیل ستاد نیروهاى سپاه خارج از قلمروی شوراى سپاه و اینکه نامه به امام بنویسند، موافقت کردم.

آخر شب آقاى رضایى اطلاع داد که دشمن در منطقه پنجوین، مین ها را جمع کرده و گویا قصد تعرض دارد. از جبهه جنوب اطلاع دادند حدود 15 نفر از نظامیان عراقى براى پناهندگى به طرف ما آمده اند که نیمى از آنها توسط نیروهاى عراقى از پشت تیر خورده اند و بقیه رسیده اند. آنها مى گویند وضع ارتش عراق بد است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا