به دفترم رفتم. تا شب کارهاى مانده روزهاى سفر را انجام دادم. پیش از ظهر جمعى از وزرا و مدیران و معاونان و خدمه دفتر براى تبریک عید نوروز آمدند. عصر فیلمى به نام «دکل» مربوط به دوران حصر آبادان و دفاع تشکلی نیروهاى داوطلب آوردند؛ تماشا کردم، خوب است. به [آقای
به دفترم رفتم. تا شب کارهاى مانده روزهاى سفر را انجام دادم. پیش از ظهر جمعى از وزرا و مدیران و معاونان و خدمه دفتر براى تبریک عید نوروز آمدند.
عصر فیلمى به نام «دکل» مربوط به دوران حصر آبادان و دفاع تشکلی نیروهاى داوطلب آوردند؛ تماشا کردم، خوب است. به [آقای عبدالحسن برزیده]، کارگردان آن، یک سکه بهارآزادی هدیه دادم. تقاضا کرد که همسرش را با خودش به مکه ببرد؛ خودش از سهمیه
استفاده کرده است. شب در دفترم ماندم. تلفنى با عفت و سارا صحبت کردم. قرار است امروز و فردا دکتر بروند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام