خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 03:37کد خبر32024

چمدان را براى سفر به پاکستان بستم. ساعت هفت براى عیادت احمدآقا به بیمارستان رفتم؛ کمى امیدوار شده اند. دکتر بیهوشى از لندن آمده و گفته مواردی هست که بعد از چند روز هم مغز به فعالیت برگشته است. فشار خون هم به ده رسیده بود، ولى عوارض منفى جسمى بروز کرده است.

چمدان را براى سفر به پاکستان بستم. ساعت هفت براى عیادت احمدآقا به بیمارستان رفتم؛ کمى امیدوار شده اند. دکتر بیهوشى از لندن آمده و گفته مواردی هست که بعد از چند روز هم مغز به فعالیت برگشته است. فشار خون هم به ده رسیده بود، ولى عوارض منفى جسمى بروز کرده است.

به دفترم رفتم. [آقای پیک بوتا]، وزیر انرژی و معادن آفریقاى جنوبى آمد. سفیدپوست نیرومندی است. نامه آقاى [نلسون] ماندلا، [رییسجمهور آفریقای جنوبی] را آورده بود که مرا دعوت کرده است. دربارة توسعه روابط صحبت شد. گفت مشکل جنایات و مشکل تقاضاهاى زیاد کارگران را دارند. آقاى ماندلا هم مشکل خانوادگى دارد؛ از همسرش جدا شده است.

[آقای میخائیل چیگیر]، نخستوزیر بلاروس آمد. بیشتر صحبت در توسعه روابط بود. گفت پس از چند سال تنزل مرتب تولید، امسال رشد منفى مهار شده است. من را از طرف رییسجمهور دعوت کرد.

تا ساعت یازده و نیم کارها را انجام دادم. به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. مصاحبه اى انجام دادم و با بدرقه رسمى به سوى پاکستان حرکت کردیم. در هواپیما مقدارى با همراهان، آقایان [اکبر] ترکان، [محمدحسین] عادلى، مهدی و حسین[مرعشی]، دربارة طرح هاى عمرانى و اتوبان شمال و جاده ساحلى شمال و... مذاکره داشتیم. عفت هم بنا بود با من باشد که به ملاحظه وضع بیت امام نیامد.

در فضاى شهر اسلامآباد، به خاطر انجام مراسم استقبال آقاى [سلیمان] دمیرل، [رییسجمهور ترکیه] که قبل از ما رسیده بود، چرخ زدیم. ترک ها تأخیر داشتند. با استقبال رسمى رییس جمهور پاکستان و نواختن21 تیر توپ، مراسم انجام شد. در معیت وزیر نفت، به سوى اسلام آباد رفتیم. در خانه شخصى رییسجمهور که براى ما تخلیه شده بود، اقامت کردیم. دکتر ولایتى و همراهان جمع شدند، دربارة برنامه ها مذاکره کردیم.

سرشب، به تقاضاى خود، به اقامتگاه آقاى دمیرل، براى ملاقات رفتیم؛ چون در عشقآباد، او به دیدن ما آمده بود، در این سفر ما رفتیم. دربارة کنگره کپنهاگ و سفرش به بوسنی و هرزگوین و مسایل شمال عراق و افغانستان و روابط دو جانبه و دستور کار اکو مذاکره کردیم. از خبرهایی که سپاه دربارة شمال عراق به ما داده بود، اظهار بىاطلاعى کرد. خانم بوتو خبر کرده بود که به اقامتگاه مى آید، ولى به تأخیر افتاد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا