خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 05:55کد خبر26146

[رياست] جلسه علنى را به آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها سپردم و به مجلس نرفتم. با خانواده‏ هاى شهداى هفتم تير، همراه با ریيس ‏جمهور به زيارت امام رفتيم. آقاى خامنه ‏اى صحبت كردند و امام صحبت نكردند.

 

[رياست] جلسه علنى را به آقاى [محمد] موسوى خوئينى‏ها سپردم و به مجلس نرفتم. با خانواده‏ هاى شهداى هفتم تير، همراه با ریيس ‏جمهور به زيارت امام رفتيم. آقاى خامنه ‏اى صحبت كردند و امام صحبت نكردند.

سپس در دفتر امام با حضور فرماندهان سپاه و نيروى زمينى، وزير خارجه و وزير دفاع كه امروز از سفر سوريه آمده ‏اند، درباره جنگ لبنان و جنگ با عراق بحث كرديم. آقاى دكتر ولايتى [وزير امور خارجه] و آقاى سليمى[وزير دفاع] در مذاكرات خود با سوريه به اين نتيجه رسيده‌اند كه سوريه مايل به جنگ است، ولى بايد مطمئن به كمك كشورهاى اسلامى باشد. از تركيه هم اجازه گرفته‌اند كه بتوانيم كمك‌هاى انسان‏دوستانه به سوريه منتقل كنيم. درباره حمله آينده ما به عراق و ورود به خاك عراق هم بحث شد. منتظر نيروهاى مردمى هستند.

ناهار را در دفتر امام خورديم. عصر براى مطالعه و استراحت در خانه بودم. گزارش‌ها را از مجلس آوردند و خواندم؛ مطلب مهمى نداريم. شوراى [مركزى] حزب جمهورى[اسلامى] در دفتر من تشكيل شد، ولى من شركت نكردم. اول شب آقاى [سيد جلال] ساداتيان اطلاع داد كه صدام هم اكنون مشغول نطق است و قرار است سياست جنگى‌اش را به مناسبت ماه رمضان و جنگ لبنان اعلام كند؛ احتمالاً اعلام آمادگى خروج از خاك ما و آتش‏بس است. معلوم شد كه ضمن ادعاهاى زياد و ستايش از ارتش عراق و ادعاى متجاوز بودن ما، اعلام كرده است كه تا ده روز ديگر از خاك ما بيرون مى‌رود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا