خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 07:01کد خبر30985

یاسر ساعت چهار صبح رسیده و خوابیده بود، بدون اینکه ما بیدار شویم. ساعت شش و نیم صبح به سوى شمال حرکت کردیم. بیرون تهران، همگى سوار یک اتوبوس شدیم و از جاده فیروزکوه سفر کردیم. منطقه کوهستانى و جنگلى و سبز و خرم است. تاکنون از این جاده سفر نکرده بودم.

یاسر ساعت چهار صبح رسیده و خوابیده بود، بدون اینکه ما بیدار شویم. ساعت شش و نیم صبح به سوى شمال حرکت کردیم. بیرون تهران، همگى سوار یک اتوبوس شدیم و از جاده فیروزکوه سفر کردیم. منطقه کوهستانى و جنگلى و سبز و خرم است. تاکنون از این جاده سفر نکرده بودم. براى دیدن آن زمینى سفر کردیم.

نزدیک قریه دوآب، براى رفع حاجت، کمى توقف کردیم. از پایین پل ورسک آن را دیدم؛ جالب است. شمال البرز جنگلى و جنوب آن مرتع است. ساعت یازده و نیم به بیشه کلا، اردوگاه ساحلى نیروى هوایى رسیدیم. والده و همشیره و خانواده همراه اند. والده در بین راه از سفر مکه اش تعریف کرد. میهمان دولت عربستان سعودی بوده و خیلى خوب میزبانى کرده اند؛ استقبال و حفاظت و راننده و محافظ و هتل و ضیافت سلطان. قطعه اى از پرده کعبه داده اند. از برخوردهاى بعثه اى ها نسبت به عربستان ناراضى است.

ساعتى در دریا شنا کردم. نماز و ناهار و استراحت و مطالعه گزارش ها و قدم زدن و استماع اخبار، تا شب وقتم را پر کرد. پیشروى آذربایجان در مقابل ارامنه در منطقه قره باغ قابل توجه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا