خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 08:47کد خبر31034

آقاى [حسین] علایى، مسئول ساخت مصلاى بزرگ تهران آمد. نقشه هاى مصلا را آورد. توضیحات داد و براى شروع کار اجرایى استمداد کرد. مسجد عظیمى است و لازم است که انقلاب اسلامى چنین اثرى از خود به جاى بگذارد. آقاى [علی اکبر] آشتیانى آمد. از کنار زده شدن [مجمع]

آقاى [حسین] علایى، مسئول ساخت مصلاى بزرگ تهران آمد. نقشه هاى مصلا را آورد. توضیحات داد و براى شروع کار اجرایى استمداد کرد. مسجد عظیمى است و لازم است که انقلاب اسلامى چنین اثرى از خود به جاى بگذارد.

آقاى [علی اکبر] آشتیانى آمد. از کنار زده شدن [مجمع] روحانیون اظهار ناراحتى کرد و براى وام مدرسه غیر انتفاعی اش استمداد کرد. آقاى [عبدالله] عُقبایى، رییس پلیس تهران آمد. گزارش کار داد و از آثار ادغام نیروهاى انتظامى اظهار رضایت کرد؛ اوایل کار از مخالفان بود. از احتمال خودسرى بسیجى ها اظهار نگرانى کرد و براى امکانات پلیس کمک خواست و از لزوم فعال تر شدن تیمسار [محمد] سهرابى، [فرمانده نیروی انتظامی] گفت.

آقاى [علی] رازینى، [رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح] آمد. از تصویب سازمان قضایى نیروهای مسلح تشکر کرد و گزارش کار داد. براى مسایل اجتماعى پیشنهادهایى داشت.

عصر [آقای هاریس سیلاروویچ]، وزیر امورخارجه بوسنى و هرزگوین آمد. از فشارهاى زیاد صرب ها و احتمال شکست مسلمانان در اثر محاصره در زمستان از اینکه روزى کروات ها از آنها جدا شوند و راه منحصر به فردشان بسته شود، اظهار نگرانى کرد. نگران اند، چون کروات ها هم نهایتاً رقیب آنها هستند. به آلمان و اتریش و آمریکا اظهار اعتماد و به انگلیس و فرانسه بى اعتمادى کرد و کمک تسلیحاتى و سوختى خواست. گفت تاکنون به غیر از ایران، کسى به آنها سلاح نداده است؛ وعده کمک دادم. یکى از سران اخوان المسلمین هم همراهش بود و زبان عربى را به خوبى تکلم مى کرد. پیش از غروب به خانه آمدم و از استخر استفاده کردم؛ به خاطر ناراحتی کمرم، دکترها تأکید بر شناکردن دارند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا