خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:59کد خبر31388

در منزل بودم. به اندازه کافى بولتن و کار آورده بودم که تمام وقتم را پُر کرد. ظهر محسن و مهدی و خانواده ها بودند. محسن دربارة طرح مصلاى تهران و خسارات وارده بر کارخانه آلومینیوم اراک به خاطر قطع برق و وضع فولاد آلیاژی یزد مطالبى داشت. تلفنى با عفت در

در منزل بودم. به اندازه کافى بولتن و کار آورده بودم که تمام وقتم را پُر کرد. ظهر محسن و مهدی و خانواده ها بودند. محسن دربارة طرح مصلاى تهران و خسارات وارده بر کارخانه آلومینیوم اراک به خاطر قطع برق و وضع فولاد آلیاژی یزد مطالبى داشت. تلفنى با عفت در لندن صحبت کردم؛ گفت امروز وقت آزمایش دارد.

احمدآقا [خمینی] آمد. دربارة برنامه سفرم و کابینه آینده صحبت شد. تلاش داشت بداند که چه تعویضى در پیش است؛ چون هنوز تصمیم نگرفته ام، چیزى به دست نیاورد. صبحانه را با یاسر خوردیم، ولى شام تنها بودم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا