بعد از صبحانه با هلى کوپترها به سوى قوچان پرواز کردیم. در محل سد تبارک آباد فرود آمدیم؛ دره باصفایى است. روستاییان براى استقبال جمع شده بودند و به خاطر خوشامدگویی، دو نفر از جوانان بلند قامت کشتى گرفتند؛ جالب بود. یکى پیروز شد به هر دوی آنها و به داور،
بعد از صبحانه با هلى کوپترها به سوى قوچان پرواز کردیم. در محل سد تبارک آباد فرود آمدیم؛ دره باصفایى است. روستاییان براى استقبال جمع شده بودند و به خاطر خوشامدگویی، دو نفر از جوانان بلند قامت کشتى گرفتند؛ جالب بود. یکى پیروز شد به هر دوی آنها و به داور، یک نیم سکه بهارآزادی دادم. در محل سد، توضیحات [آقای زنگنه]، وزیر نیرو و [آقای نی ریزی]، یکى از مهندسان مسئول را شنیدیم. سد خاکى، براى مهار 60 میلیون مترمکعب آب سالانه رودخانه که از زیرشاخه هاى رود بزرگ اترک است و با هزینه 5/4 میلیارد تومان احداث می شود. اینجا هم مسأله زمین هاى خوب روستاییان که زیر آب مى رود، مطرح بود؛ دلداری شان دادم و توصیه به دادن کامل حق شان نمودم. صحبت مفصلى دربارة اهمیت مهار آب هاى ایران نمودم؛ آب هاى فراوانی که از اطراف خارج مى شود، به دریاهای خزر، خلیج فارس و دریاى عمان و یا داخل عراق مى رود و در این منطقه هم از طریق رود اترک که مرزى و مشترک بین ما و ترکمنستان است، به خزر مى رود و سه بند که امروز در برنامه ماست، قسمتى از این آب ها را مهار مى کند و ممکن است مورد اعتراض ترکمن ها قرار گیرد.
به سوى محل سد بارزو در شمال شیروان پرواز کردیم. برنامه آنجا هم شبیه برنامه مراسم قبلى بود، با این تفاوت که تونل انحراف آب تمام شده بود. مراسم انحراف آب براى شروع ساخت بدنه سد داشتند و براى روستاییان [روستای شیخ امیر] که جمع شده بودند، صحبت کوتاهى نمودم.
به سوى رودخانه شیرین دره در شمال شرقى بجنورد پرواز کردیم. در مسیر از بالای دره اى در کوهستان هاى هم مرز با ترکمنستان پرواز کردیم که قسمتى از حوزه آبریزى سد بارزو و قسمتى از حوزه آبریز سد شیرین دره بود. آقاى زنگنه، [وزیر نیرو] توضیح مى داد. آب شیرین دره، زیادتر از رودخانه دیگر و مزارع برنج و پنبه آنها هم بهتر بود. جمعیت در استان هم بیشتر بود و دریاچه هم در محلى است که مزرعه کمى را زیر آب مى برد. مهندسان توضیح دادند. 90 میلیون مترمکعب آب را با هزینه کم 5/3 میلیارد تومانی مهار مى کند. من هم صحبت دلگرم کننده و تشکرآمیز از برنامه وسیع مهار آب ها داشتم.
سپس به کارخانه عظیم «آلومینا» در منطقه جاجرم پرواز کردیم. در راه، آقاى [مرتضی] محمدخان، وزیر [امور اقتصادی و] دارایى همراه بود. حرفى براى زدن نداشتیم، چون آشنا به منطقه نبود. منطقه جاجرم، محروم و کویرى است. در محل کارخانه فرود آمدیم. جمع زیادی از مردم جاجرم و گرمه اجتماع کرده بودند. در جمع آنها رفتیم و برایشان صحبت کردم. خواسته شان شهرستان شدن بخش و احداث راه آهن جاجرم تا منطقه میانى در جاده تهران- مشهد از طریق سبزوار و وام بیشتر براى صنعت در این منطقه محروم است که خواسته هایشان را پذیرفتم. از احساساتشان تشکر کردم و سیاست محرومیت زدایى دولت را توضیح دادم؛ مثل سایر مناطق محروم، خیلى پُرشورند و تشکر کردند از اینکه تحت تأثیر سیاست هاى محرومیت زدایى دولت، منطقه رونق گرفته است. گفتند، افرادی که در گذشته مهاجرت کرده بودند، به تدریج بر مى گردند.
سپس از فرودگاه در دست احداث بازدید کردیم. با همت بلند آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]، فرودگاه بزرگى با بودجه خود وزارت در دست ساخت است. سپس به معدن سنگ بوکیست رفتیم. از چند توده معدنى اکتشاف شده بازدیدکردیم. مهندسان توضیح دادند. حدود بیست میلیون تُن اثبات شده و اولین معدن سنگ بوکیست کشور است.
سپس به کارخانه در دست احداث رفتیم. توضیحاتى شنیدیم. خیلى عظیم است؛ مثل یک پالایشگاه بزرگ نفت است، با ظرفیت تولید 280 هزارتُن پودر آلومینا براى تولید آلومینیوم، با هزینه حدود 300 میلیون دلار. در اجتماع کارکنان، پس از استماع صحبت آقاى محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]، برایشان با خستگى صحبت تشویق آمیز نمودم و از منافع فراوان این کار مهم تولیدی، منجمله فنى، اقتصادی، محرومیت زدایى، استقلال در تولید آلومینیوم، با توجه به ارزانى برق در ایران گفتم. به نظر مى رسد، اگر امروز بخواهیم چنین کارخانه اى بسازیم، هزینه ارزى خیلى کمتر است. آن روز به خاطر ارزانى ارز و ضعف صنعت، چنین قراردادی بسته اند. قرار شد کمبود ریالى را براى سرعت در تکمیل جبران کنیم.
از آنجا به سوى جنگل گلستان پرواز کردیم. در راه آقاى نوربخش، [رییس کل بانک مرکزی] با من بود. این طرف هم تا مرز استان مازندران خشک بود. در کنار جنگل فرود آمدیم. روستاییان جمع شده بودند. مسئولان و علماى مازندران به استقبال آمده بودند. بلافاصله با ماشین ها به سوى جنگل حرکت کردیم. در راه آقایان دکتر [هادی] منافى، [رییس سازمان حفاظت محیط زیست] و [علی اصغر] گرانمایه، [استاندار مازندران] توضیح مى دادند.
از آبشار جالبى بازدید کردیم. مسافران زیادی آنجا بودند. از دیدن ما خوشحال شدند و خیلى گرم گرفتند. کنار آبشار، دکتر [غلامعلی] بسکى آمد و توجیه افراط آمیزى براى حفظ جنگل ها داشت. سپس به محل اقامت در داخل جنگل رفتیم. ناهار و نماز و استراحت و استماع گزارش مسئولان جنگل انجام شد. پیشنهاد داشتند که براى حفظ پارک، راه مازندران به مشهد را از درون جنگل به بیرون منتقل کنیم. در این جهت کمى تُند فکر مى کنند.
سپس براى تماشاى آبشار «لوه» در بیرون جنگل رفتیم. مردم روستا در خیابان جمع بودند. خواسته ها را گفتند. آبشار لوه خیلى زیباست. کمى توقف کردیم. با چایى و کباب پذیرایى کردند و همراهان تحت تأثیر جاذبه هاى توریستى محل و آبشار پیشنهادهایی دادند.
به فرودگاه کلاله رفتیم. عبور از مزارع شاداب منطقه لذت بخش است. غروب به سوى تهران پرواز کردیم. ساعت ده شب به خانه رسیدیم. مهدی و فرشته و فؤاد اینجا بودند. براى شام، جگر سرخ کرده بودند. شام خوردیم و با خستگى خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام