اول وقت به باغ گیاهان دارویى ابن سینا رفتیم. جهاد [سازندگی] به تازگى تأسیس کرده است. از لوح پرده گرفتم و از نمایشگاه فرش استان که همان جا دایر کرده بودند، بازدید کردم. مدعى اند که سیاست هاى ارزى، باعث تضعیف صنعت فرش شده است. سپس از نمایشگاه گیاهان
اول وقت به باغ گیاهان دارویى ابن سینا رفتیم. جهاد [سازندگی] به تازگى تأسیس کرده است. از لوح پرده گرفتم و از نمایشگاه فرش استان که همان جا دایر کرده بودند، بازدید کردم. مدعى اند که سیاست هاى ارزى، باعث تضعیف صنعت فرش شده است. سپس از نمایشگاه گیاهان دارویى و باغ بازدید کردیم. در اجتماع حضار، آقاى [غلامرضا] فروزش، [وزیر جهادسازندگی]، گزارش راه اندازى همزمان 114 طرح عمرانى عمدتاً روستایى را داد و برنامه شناخت گیاهان دارویى و توجه به کاشت و برداشت و تولید دارو و ترویج و تحقیق را گفت. من هم صحبت مفصلى دربارة خدمات روستایى و تولیدی جهادسازندگی و اهمیت سیاست ترویج داروهاى گیاهى و صنایع فرش داشتم. اسناد 40 هزار هکتار مرتع را به دامداران دادم. برنامه مستقیم از صداوسیماى استان پخش مى شد. سپس نهال درخت عنابى را غرس کردم.
به سوى اسدآباد پرواز کردیم. جمعیت بسیار عظیمى در ورزشگاه جمع بودند. خیرمقدمى جالب توسط دختران شهدا، مطابق معمول همیشه گفته شد. دختران تاج گلى بر سر داشتند. دیدم یک زنبورعسل روى گل ها است، نگران بودم که طفلک را بگزد، ولى به خیر گذشت. در مراسم، احساسات شدید مردم، نگذاشت که امام جمعه و فرماندار و نماینده شهر سخن بگویند و گروه سرود هم نتوانست سرودش را بخواند. من صحبت دلگرم کننده اى در مفاخر اسدآباد، منجمله سیدجمال الدین [اسدآبادی] نمودم و از توسعه ها گفتم و وعده توسعه بیشتر دادم. خبر افتتاح طرح آبرسانى به شهر را که بنا بود مراسمى باشد، حذف کردیم.
براى کلنگ زنى کارخانه ذوب آهن به دهستان چاردولى پرواز کردیم. بناست با سرمایه غیردولتى ساخته شود. یکى از مدیران توضیح داد. طرح ذوب آهن کوره بلند، با ظرفیت 300 هزار تُن، نظیر آنچه در میبد یزد است، با هزینه 15 میلیارد تومان و هزینه ارزى چهار میلیون مارک درحال اجراست. من هم صحبت دلگرم کننده اى داشتم و از پیشرفت تکنولوژى گفتم که خودمان مى توانیم، چنین کار مهمى را انجام دهیم. معادن سنگ آهن در ده کیلومترى کارخانه است. نمایشگاهى از صنایع سنگ گرانیت استان و ساخت پودر آلومینیوم داشتند. از لوح پرده گرفتم و با مردم روستاهاى منطقه که جمع شده بودند،
صحبت کردم.
از آنجا به سوى شهر رزن پرواز کردیم. در مسیر [آقای احمد خرم]، استاندار توضیح مى داد؛ اطلاعاتش خوب است و نیز [آقای موسوی همدانی]، امام جمعه که معمولاً با من بودند. از فراز کارخانه بزرگ سیمان که در حال احداث است،گذشتیم؛ با ظرفیت 2300 تُن در روز. ساعت دوازده و نیم ظهر در رزن فرود آمدیم. جمعیت خیلى بیش از انتظار همه بود. از روستاها و اطراف آمده بودند؛ با شور و هیجان غیرقابل توصیف. ارزش سازندگى خیلى خوب جا افتاده و مردم آثار سازندگى و توسعه را لمس و خیلى خوب قدردانى مى کنند.
آقاى [محمدمهدی] مفتح، نماینده شهر، براى خیرمقدم و گزارش و طرح خواسته ها، به زحمت توانست صحبت کند. جمعى از روحانیون و شخصیت ها از تهران آمده بودند. من هم صحبت دلگرم کننده اى داشتم. با دستور من اینجا شهرستان شده است و همین هم مایه تشکر بیشتر آنها است؛ علاوه بر خدمات عمرانى.
بلافاصله به نیروگاه هزارمگاواتى غرب پرواز کردیم. بعد از استقبال و نماز و ناهار و استراحت، مهندس [محمدصادق] سلاجقه، مجرى طرح، در اتاق توجیه گزارش داد و با توضیحات ایشان، از نیروگاه بازدید کردیم. سپس شرکت در مراسم و استماع گزارش آقاى [زنگنه]، وزیر نیرو و نامگذاری نیروگاه به نام «شهید [محمد] مفتح» به دستور من و دادن نشان [درجه سه] سازندگی به آقاى [محمد] ملاکى، معاون برق وزارت [نیرو و مدیرعامل شرکت توانیر] و سخنرانى من در مورد موفقیت هاى قابل توجه وزارت در تولید برق و ساخت نیروگاه و خطوط انتقال و تحصیل تکنولوژى، به انجام رسید.
سپس با ماشین به محل کارخانه «الوان ثابت» در شهرک صنعتى رفتیم. یکى از مدیران توضیح داد. اولین کارخانه ساخت رنگ هاى ثابت براى منسوجات، با ظرفیت 2000 تُن در سال، با هزینه 18 میلیون دلار و 35 میلیارد ریال است. از کارخانه بازدید کردیم. تکنولوژى ساده است؛ به نظر رسید، خیلى گران خریده اند و کلاه سرشان رفته و قبول داشتند، اگر امروز بخواهیم بسازیم، ارزبرى خیلى کمى دارد. خیلى هم طول کشیده است.
در مراسم، چهار کارخانه دیگر [شامل، شرکت چرم ساغرى، زُمرد سرام، نساجى اکباتان و بافتینه ملایر] که چرم و چینى و منسوجات مى سازند، براى افتتاح شرکت داشتند. به خاطر کمى وقت، مراسم را یکى کرده بودیم. مراسم مستقیم پخش مى شد. مدیران همه واحدها توضیح مختصرى از واحد خود دادند. آقاى نعمت زاده، [وزیر صنایع] هم توضیحاتى دربارة سیاست های صنعتى داد. من هم صحبت کوتاهى دربارة دستاوردهاى صنعت کردم. به آقاى مهندس [محمود] شیرى، از مدیران [وزارت] صنایع، [= معاون اجرایى طرح هاى سازمان صنایع ملى ایران]، نشان [درجه سه] سازندگی اعطا شد.
به محل مراسم افتتاح طرح هاى آبیارى تحت فشار و تعاونى هاى تولید روستایى پرواز کردیم. در یک مزرعه جالب یونجه که خیلى باصفا بود، مدیرکل کشاورزى توضیح داد. از سیاست ها و توفیقات کشاورزى در برنامه اول و آثار خوب یکپارچه سازی و آبیارى تحت فشار گفت و من هم در همین زمینه صحبت کردم. گفتم با این سیاست، سطح زیرکشت سه برابر مى شود و تمام اراضى دیمى استان تبدیل به آبى خواهد شد. گفتند با آبى که براى 90 هکتار مصرف مى شد، اکنون 200 هکتار را آبیارى مى کنند و تا 250 هکتار قابل افزایش است. اهالى روستاهاى اطراف جمع شده بودند؛ برایشان صحبت کوتاهى کردم.
بعد از صحبت بخشدار منطقه و پرده بردارى از دو لوح و بازدید از سیستم آبیاری، به شهر بهار پرواز کردیم. در اجتماع بسیار باشکوه مردم، [آقای اسدالله حیدری]، امام جمعه و [محسن مرادی پناه]، فرماندار صحبت کردند و بچه ها در وصف دولت من سرود خواندند. دربارة موفقیت تاریخى و کشاورزى شهر بهار صحبت کردم و وعده توسعه بیشتر دادم. به محل سد آبشینه پرواز کردیم. غروب شده بود؛ مراسم را حذف کردیم. شیرها باز شد و از منظره خروج آب، فیلم و عکس گرفتند. سد کوچکى، براى تنظیم 12 میلیون مترمکعب آب، براى شهر و کشاورزى است. براى اهالى روستاها که جمع شده بودند، صحبت کردم و پرده از لوح گرفتم.
علی رغم خطر در تاریکى، به سوى پایگاه هوایى نوژه پرواز کردیم. آنجا نمایشگاه بازسازى هواپیما و سلاح ها را دیدیم. پس از نماز در جمع پرسنل، تیمسار [حبیب] بقایى، [فرمانده نیروی هوایی] گزارش داد و من سخنرانى کردم. استقبال خیلى گرم بود. به سوى تهران پرواز کردیم. در راه شام خوردیم و ساعت دوازده شب به خانه رسیدم و با خستگى خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام