خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۱

ریيس‏جمهور
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 07:27کد خبر26170

ساعت هفت صبح آقاى محسن رضايى از قرارگاه تلفن كرد و گزارش جبهه را داد  و گفت قرارگاه فتح به هدف خود رسيده، ولى ساير قرارگاه‌ها ضعيف عمل كرده‌اند. از دفتر امام هم تلفنى از من اطلاعات خواستند. معلوم شد كه تا ساعت شش صبح پانصد اسير گرفته‌ايم. 

ساعت هفت صبح آقاى محسن رضايى از قرارگاه تلفن كرد و گزارش جبهه را داد  و گفت قرارگاه فتح به هدف خود رسيده، ولى ساير قرارگاه‌ها ضعيف عمل كرده‌اند. از دفتر امام هم تلفنى از من اطلاعات خواستند. معلوم شد كه تا ساعت شش صبح پانصد اسير گرفته‌ايم. مقدارى با باغچه سرگرم شدم. كتاب احزاب سياسى نوشته ملك‌الشعراى بهار را مطالعه كردم. احساس كردم كه مرورى بر تاريخ مشروطه و توجه به تجربيات آنها براى ما مفيد است.

هواپيماهاى عراق به شهرهاى خرم‏آباد، باختران و ايلام حمله كرده و حدود چهل و پنج نفر را شهيد و صدها نفر را مجروح و ده‌ها خانه را ويران كرده‌اند. اين عكس‌العمل وضع نظامى عراق در جبهه است. تا شب خبرهاى گوناگونى از جبهه‌ها مى‌رسيد.

شب با قرارگاه صحبت كردم. معلوم شد در يك محور خوب عمل كرده‏اند و تا بيست و پنج كيلومتر پيشرفت كرده‏اند، ولى به خاطر ضعف عملكرد در سه محور ديگر عقب‏ نشينى كرده ‏ايم و حدود ده كيلومتر در يك محور و سه كيلومتر در محور ديگر در خاك عراقيم.

گزارش‌ها را از مجلس آوردند و تلكس‌ها را از دفتر امام. هنوز عكس‌العمل دنياى عرب و غير عرب روشن نيست. شب را احيا داشتم. بچه‌ها هم به جامعه‌الصادق رفتند. فيلم جالبى هم از صحنه عمليات جنگ ديدم. مخصوصاً منظره مجروح شدن و شايد شهادت يك رزمنده و اظهاراتش - كه بسيار متأثر شدم - و نيز منظره اسراى عراقى كه ترحم ‏انگيز به نفع امام شعار مى‌دادند، قابل توجه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا