خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 07:26کد خبر26169

به خاطر تعطيل عمومى در خانه ماندم. پس از نماز ظهر به منزل احمدآقا رفتم. با حضور آقاى ریيس ‏جمهورى درباره آينده جنگ كه به زودى داغ مى‌شود، بحث كرديم.

 

به خاطر تعطيل عمومى در خانه ماندم. پس از نماز ظهر به منزل احمدآقا رفتم. با حضور آقاى ریيس ‏جمهورى درباره آينده جنگ كه به زودى داغ مى‌شود، بحث كرديم.

عصر در خانه تنها بودم. گزارش‏ها را مطالعه كردم: كارهاى وزارت نفت و وضع گروهك‌ها در كارخانه‌ها و... با كمك پاسدارها جوجه كباب درست كرديم و با هم افطار كرديم.

هنگام افطار، آقاى كمال خرازى از اهواز تلفن كرد و با رمز اطلاع داد كه امشب عمليات ورود نيروها به خاك عراق آغاز مى‌شود و در مورد كيفيت تبليغات آن مشورت كرد. ايشان ریيس [ستاد] تبليغات جنگ است.

آقاى دكتر ولايتى هم كه براى شركت در كنفرانس غيرمتعهدها در مورد تجاوز اسرایيل به لبنان عازم قبرس است، تلفنى مشورت كرد و قرار شد كه در كنفرانس وزارى خارجه كشورهاى اسلامى در تونس به خاطر مواضع منفى تونس شركت نكند. شب آقاى [عبدالمجيد] معاديخواه آمد. تصميم به استعفا از وزارت ارشاد گرفته و درباره كيفيت اعلام استعفا مشورت كرد. نزديك ساعت دوازده بچه‏ها آمدند و من را بدخواب كردند. سحر دير بيدار شديم و با عجله سحرى خورديم.

بعد از اذان صبح، اطلاعيه سپاه و ارتش در خصوص عمليات رمضان و ورود به خاك عراق و شكستن خاكريز اول دشمن خوانده شد. مرحله مهمى از جنگ است و بايد منتظر نتايج آن باشيم.

ديشب شوراى امنيت سازمان ملل قطعنامه‏اى صادر كرده و آتش‏بس خواسته است. نخست‏وزير و وزير خارجه هم آن را رد كرده و گفته‏اند كه قبل از گرفتن حقوق‏مان نمى‌پذيريم. آمريكا هم با كنايه تهديد كرده و ما را از ورود به خاك عراق - به خاطر به خطر افتادن منافع حياتى‌اش - برحذر داشته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا