خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 05:59کد خبر26374

صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه علنى گزارشات را خواندم. در جلسه علنى، از شهداى جديد سپاه و دو فرمانده شهيد باقرى و بقایى تجليل كردم. جلسه پر هيجانى داشتيم. به خاطر طرح اجازه تأسيس داروخانه به نسخه‏پيچ‌ها با ده سال سابقه كار كه موارد فراوان دارد، بالاخره

صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه علنى گزارشات را خواندم. در جلسه علنى، از شهداى جديد سپاه و دو فرمانده شهيد باقرى و بقایى تجليل كردم.  جلسه پر هيجانى داشتيم. به خاطر طرح اجازه تأسيس داروخانه به نسخه پيچ ها با ده سال سابقه كار كه موارد فراوان دارد، بالاخره رد شد. در تنفس براى تماشاچى ها - امور تربيتى و اقليت هاى مذهبى- كه براى برگزارى مراسم سالگرد انقلاب برنامه دارند، صحبت كردم.  

ظهر آقاى [مهدى]كروبى آمد و راجع به آزادى آقاى [لطف الله] ميثمى مذاكره شد. گويا قرار است اگر اسلحه هاى سازمانش را تحويل دهد، آزاد شود. عقد خواهر يكى از پاسدارها را بستم. عصر ملاقاتى با آقاى [مسيح] مهاجرى مسئول روزنامه جمهورى اسلامى داشتيم كه مشكلاتى با مؤسسه كيهان [دارد] كه گران مى گيرد و همكارى صميمى ندارد و راجع به هيأت امنا كه اخيراً براى روزنامه در حزب [جمهورى اسلامى] تصويب شده. از ايشان خواستم بپذيرد كه كمتر اشكالات و بحث تكروى پيش بيايد. از سرمقاله اى كه اخيراً عليه ياسر عرفات نوشته، انتقاد كردم و گفتم سياست ما اين نيست كه با فلسطينى ها جنگ تبليغاتى شروع كنيم.

آقاى [حميد] بهرامى هم از لاهه آمده بود و از اينكه آقاى محمدى سرپرست بيانيه الجزاير او را از دفتر لاهه به داورى منتقل كرده، گله داشت. آقاى [اسدالله] بادامچيان آمد و از بخش هاى مختلف حزب [جمهورى اسلامى] به خاطر كم كارى گله داشت و از اختلاف نظرها در حزب در امور اقتصادى. شب جلسه شوراى مركزى حزب [جمهورى اسلامى] داشتيم. مقدارى از شرح وظايف حزب تصويب شد و گزارشى از وضع دفاتر و واحدهاى شهرستان ها دادند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا