خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 05:59کد خبر26373

در منزل ماندم. مطالعه و نوشتن خاطرات عقب‏مانده بيشتر وقتم را گرفت. عصر آقاى [ميرحسين موسوى] نخست‏وزير تلفنى از مشكلى كه براى هيأت‌هاى واگذارى زمين بعد از رد طرح مصوب مجلس از طرف شوراى نگهبان پيش آمده، گفت و چاره‌جویى مى‌كرد. شب احمدآقا تلفن كرد و نگران

در منزل ماندم. مطالعه و نوشتن خاطرات عقب مانده بيشتر وقتم را گرفت. عصر آقاى [ميرحسين موسوى] نخست وزير تلفنى از مشكلى كه براى هيأت هاى واگذارى زمين بعد از رد طرح مصوب مجلس از طرف شوراى نگهبان پيش آمده، گفت و چاره جویى مى كرد.

شب احمدآقا تلفن كرد و نگران ملاقات فرداى امام با اصناف بود كه مبادا بر روال مطالب گذشته در ملاقات نمايندگان مطلبى بيايد و از من خواست كه فردا صبح به امام پيامى بدهم. خبر داد كه امروز فرماندهان سپاه و ارتش خدمت امام رسيدند و براى شروع كار به جبهه رفته اند. متأسفانه امشب خبر رسيد که دو نفر از فرماندهان سپاه آقايان باقرى و بقایى بر اثر گلوله دشمن هنگام گشت شهيد شده اند.

شب دكتر ولايتى راجع به آمدن نمايندگان حقوق بشر كه نظر به نقض حقوق بشر در ايران داده اند، مشورت كرد. نظر موافق دادم و گفتم شايعات خارج خيلى زياد است و ديدن آنها نظرشان را تعديل مى كند.

آخر شب خانواده آقاى مطهرى آمدند و راجع به انتشار يادداشت هاى ايشان درباره اقتصاد مشورت كردند. محافظه كارها و طرفداران سرمايه دارى، ايشان را ترسانده اند. ولى آقاى غفارى مسئول جمع آورى نوشته هاى ايشان اصرار بر انتشار دارد. قرار شد مطالعه كنم و نظر بدهم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا