دیشب کمی برف بارید. روز کم کاری داشتیم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در مراسم جشنواره خوارزمی، به هتل استقلال رفتیم؛ کوتاه برگزار شد. اسامی برندگان از محققان قرائت شد. دکتر معتمدی گزارش داد. جوایز اعطا شد و بعد از سخنان کوتاه، به دفتر رفتم. قرار بود
دیشب کمی برف بارید. روز کم کاری داشتیم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در مراسم جشنواره خوارزمی، به هتل استقلال رفتیم؛ کوتاه برگزار شد. اسامی برندگان از محققان قرائت شد. دکتر معتمدی گزارش داد. جوایز اعطا شد و
بعد از سخنان کوتاه، به دفتر رفتم.
قرار بود مفتی اعظم رومانی، به ملاقات بیاید که معلوم شد از ایران مراجعت کرده است. سفیر جدیدمان در کره شمالی برای گرفتن رهنمود و خداحافظی آمد. کره ای ها نفت می خواهند و چیزی جز کالای ویژه برای دادن ندارند. ما هم مایلیم که مشکل شان حل شود. آقای احمد جلالی از لندن آمد. پیشنهاد ملاقات گذشته مبنی بر توسعه همکاری با مراکز علمی غرب را مورد تأکید قرار داد.
تا مغرب در دفترم کار کردم. دکتر [محمدحسین] عادلی، [رییس بانک مرکزی] و [اصغر فخریه]کاشان، [معاون ارزی بانک مرکزی]، برای توضیح علت تأخیر گشایش اعتبارات ارزی آمدند؛ چیزی جز کمبود ارز نیست. قرار شد به اندازه نیازهای ریالی، به نرخ رقابتی گشایش شود.
شب شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. اوضاع عراق در دستور بود. احتمال کودتا و تحول در عراق زیاد است. عکس العمل ما مورد بحث بود که به نتیجه ای نرسیدیم. احتمال اخراج عراق از کرکوک و استخراج نفت به اسم کُردها هم مطرح است. ادامه بحث به جلسه بعد موکول شد. تصویب شد که موشک با بُرد بلند بخریم. ساعت نُه و نیم شب به خانه رسیدم. سریال را تماشا کردیم. نامه ای از مهدی و فرشته رسیده بود. خوشحال شدیم. جواب نامه را نوشتم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام