ساعت هشت صبح به دفتر رسیدم. شروع زدوخورد در بعضی نقاط الجزایر قابل توجه است. آقای [محمد]رحمتی، مسئول جهاد دانشگاهی آمد. نظر من را راجع به بقا یا عدم بقای جهاد خواست؛ گفتم اگر هماهنگ با سیاست های نظام باشد، بهتر است بماند و هماهنگ با دانشگاه ها کار
ساعت هشت صبح به دفتر رسیدم. شروع زدوخورد در بعضی نقاط الجزایر قابل توجه است. آقای [محمد]رحمتی، مسئول جهاد دانشگاهی آمد. نظر من را راجع به بقا یا عدم بقای جهاد خواست؛ گفتم اگر هماهنگ با سیاست های نظام باشد، بهتر است بماند و هماهنگ با دانشگاه ها کار کنند. بر این اساس، برای تهیه زمین و امکانات استمداد کرد.
آقای [رضا] ملک زاده برای عیادت از عفت آمد و گفت کسالت عمده ای ندارد. بیشتر عصبی است و به خاطر سلب اعتماد از اطباء، معمولاً نتیجه مطلوب در معالجات نمی گیرد. کسالت کلیه هم برطرف شده است. راجع به مدیریت سازمان تأمین اجتماعی صحبت شد.
مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه داشت. تصویب کردیم در مواردی که اراضی اشخاص به دیگران واگذار شده و دادگاه حق را به صاحب قبلی بدهد، [بهای آن] به قیمت منطقه ای روز، به صاحب ملک پرداخت شود.
عصر تا ساعت چهار و نیم کارها انجام شد. دکتر [حسن]روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. در مورد شناسایی مقر منافقین گزارشی داد و دستوری گرفت. در راه خانه به باشگاه نهاد[ریاست جمهوری] رفتم و مقداری در استخر شنا کردم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام