خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 06:09کد خبر26381

مطابق معمول مهدى و ياسر قبل از آفتاب به مدرسه رفتند. پس از آنها من به مجلس رفتم. بعداز مطالعه گزارش‏ها به جلسه علنى رفتم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى محصلان دختر مدرسه معصومیه قم صحبت كردم. نمايندگان استان‏هاى همدان، باختران و كردستان ظهر آمدند.

مطابق معمول مهدى و ياسر قبل از آفتاب به مدرسه رفتند. پس از آنها من به مجلس رفتم. بعداز مطالعه گزارش ها به جلسه علنى رفتم. چند لايحه تصويب شد. در تنفس براى محصلان دختر مدرسه معصومیه قم صحبت كردم.  نمايندگان استان هاى همدان، باختران و كردستان ظهر آمدند. بعضى از كردستانى ها از كمبودهاى كردستان گفتند. نماينده مهاباد از فشار پاسداران و دادگاه ها گفت.

عصر آقاى [خسرو] تهرانى و همكاران اطلاعاتي اش آمدند، از مشكلات كار؛ منجمله تأخير تصويب طرح [تأسيس وزارت اطلاعات] در مجلس و ابهامات شرعى و قانونى و ادارى گفتند.

شب در جلسه حزب شركت كردم. بيشتر در شرح وظايف بحث شد. امروز اطلاع دادند كه سران حزب توده را به اتهام جاسوسى دستگير كرده اند.  قرار نبود قبل از روشن شدن وضع عمليات اقدام كنند، ولى گويا خوف فرار داشته اند. اطلاع دادند كه امشب بنا است حمله شود. ساعت يازده تماس گرفتم، معلوم شد عمليات به نام «والفجر» و با رمز «يا الله» از قرارگاه خاتم النبيين آغاز شده و مى گويند اول كار نسبتاً موفق است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا