خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ بهمن ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 06:09کد خبر26380

تمام وقت در خانه بودم. استراحت داشتم و مطالعه و نوشتن چند روز خاطره عقب‏مانده. با آقاى بهزاد نبوى درباره صنايع جنبى مس صحبت كردم. كرماني‏ها و نمايندگان كرمان نگرانند كه اين صنايع را از كرمان به جاى ديگر ببرند. معلوم شد در بررسى به اين نتیجه رسيده‌اند

تمام وقت در خانه بودم. استراحت داشتم و مطالعه و نوشتن چند روز خاطره عقب مانده. با آقاى بهزاد نبوى درباره صنايع جنبى مس صحبت كردم. كرماني ها و نمايندگان كرمان نگرانند كه اين صنايع را از كرمان به جاى ديگر ببرند. معلوم شد در بررسى به اين نتیجه رسيده اند كه يزد بهترين محل و كرمان دوم و اصفهان سوم و ساوه چهارم است؛ به خاطر اينكه هر چه نزديك تر به محل مواد اوليه و يا نزديك تر به محل صنايع كشور باشد، در حمل مواد يا محصولات صرفه جویى مى شود و از طرفى استان يزد فاقد استعداد كشاورزى است و دولت در آنجا سرمايه گذارى نكرده؛ گرچه صنايع بخش خصوصى زياد است.

با وزير دفاع هم درباره مأموريت فرمانده نيروى دريایى به ليبى صحبت كردم و درباره خريد اسلحه. عصر با جبهه تماس گرفتم، براى آمادگى هايى كه بايد داشته باشيم. با رمزى كه از پيش معين شده بود [صحبت كردم]. با آقاى ریيس جمهور هم درباره خبر ورود هواپيماهاى ما به فضاى عربستان؛ ايشان از نيروى هوایى توضيح خواسته و براى آينده هم تذكر داده.

آقاى [محمد] خاتمى وزير ارشاد [اسلامى] گفت امام ايشان را خواسته اند و گفته اند كه بعضى از مدرسين [حوزه علميه] قم مى گويند كتابى از آقاى مطهرى در اقتصاد مى خواهند چاپ كنند كه نظر قطعى ايشان نيست. من گفتم بنا شده من هم كتاب را بخوانم و نظر بدهم. دكتر سعيد [لاهوتى] با لباس سربازى آمد. نوارى براى جواب سئوالات نشريه آينده سازان پر كردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا