خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 13:22کد خبر32314

عقد ازدواج را برای یکی از کارکنان دفتر بستم. آقایان [قربانعلی]دری[نجف آبادی] و [حسن]غفوری فرد و [مجید]عباس پور آمدند. در مورد ضعف مدیریت آقای امراللهی، رییس سازمان انرژی اتمی، مطالبی مطرح کردند که نتوانستند اثبات کنند؛ گفتم تا محرز نشود، نباید تغییر

عقد ازدواج را برای یکی از کارکنان دفتر بستم. آقایان [قربانعلی]دری[نجف آبادی] و [حسن]غفوری فرد و [مجید]عباس پور آمدند. در مورد ضعف مدیریت آقای امراللهی، رییس سازمان انرژی اتمی، مطالبی مطرح کردند که نتوانستند اثبات کنند؛ گفتم تا محرز نشود، نباید تغییر در مدیریت چنین سازمان حساس و دارای اسرار بدهیم. بنا شد مطالب شان را به دکتر [حسن] روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]، برای پیگیری بدهند.

ساعت یک بعد از ظهر به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. با جمعی از بستگان، برای مراسم شب هفت مرحومه والده، به سوی رفسنجان پروازکردیم. آقای [سیدهاشم] رسولی محلاتی [نماینده رهبری] و [علی محمد بشارتی]، وزیرکشور و جمعی دیگر از شخصیت ها همراه بودند. یکسره به مسجد جامع رفتیم. جمعیت زیادی بود. بعد از قرآن و مداحی و سخنرانی آقای مجید انصاری، من تشکر کوتاهی داشتم. تقریباً همه ائمه جمعه و سران استان کرمان و یزد آمده بودند.

شام را منزل آشیخ محمد بودیم، جمعی از بستگان برای تسلیت آمدند. به عده خیلی زیادی شام دادند. خسته بودم. زودتر از معمول خوابیدم. بستگان، از جلسه[ختم] دیشب قم که مجلس خبرگان گرفته بودند و آقای [عبدالله] جوادی آملی، سخنرانی خوبی کرده اند، راضی بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا