خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 11:25کد خبر26194

ساعت شش صبح براى مراسم به حرم رفتيم. حرم را قرق كرده بودند. دريچه ‏اى به داخل ضريح باز شد. لباس مخصوص پوشيديم با آقاى [واعظ] طبسى و آقايان [عطاءالله] اشرفى[اصفهانى] امام جمعه باختران و [ابوالحسن] شيرازى امام جمعه مشهد و [سيدجلال‌الدين] طاهرى امام جمعه اصفهان وارد ضريح شديم 

ساعت شش صبح براى مراسم به حرم رفتيم. حرم را قرق كرده بودند. دريچه ‏اى به داخل ضريح باز شد. لباس مخصوص پوشيديم با آقاى [واعظ] طبسى و آقايان [عطاءالله] اشرفى[اصفهانى] امام جمعه باختران و [ابوالحسن] شيرازى امام جمعه مشهد و [سيدجلال‌الدين] طاهرى امام جمعه اصفهان وارد ضريح شديم. پول‏هاى ريخته شده در ضريح، ظرف دو ماه و چند روز به يك متر ارتفاع رسيده بود، در مساحت كل داخل ضريح كه حدود هشت متر مربع است: اسكناس، پول خرد، طلاجات و نامه‏ها.

همراهان به خاطر ضعف و پيرى خيلى نمى‏توانستند تلاش كنند. آقاى [واعظ] طبسى و من پول‏ها را بيرون ريختيم؛ حدود پنج ميليون تومان -كه البته شمرده مى‏شود و مبلغ دقيق اعلام مى‏شود - در چهل و يك ساك پلمب شد. سپس ضريح را گردگيرى كرديم و با گلاب شستيم. دو ساعت طول كشيد. سپس مصاحبه‏اى با تلويزيون كردم.  جمعى از همراهان هم اطراف ضريح بودند. به حضار يك جلد قرآن و مقدارى غبار و نبات متبرك دادند.

مسئولان ادارات و نهادهاى انقلابى آمدند و برايشان صحبت كردم.  بعد از نماز ظهر عده‏اى از اطبا آمدند. نقشه فلكه اطراف حرم و نقشه تجديد بناى هويزه را كه بناست آستان قدس بسازد، ديديم و بعداز استراحت با روحانيت مبارز مشهد ملاقات كردم و سپس براى حركت به تهران به فرودگاه رفتيم و ساعت شش و نيم به تهران رسيديم. تلفنى با آقاى خامنه‏اى درباره مسايل جارى و سفر هند كه هنوز مردديم، مذاكره كردم. و گفتند تركيه هم پيشنهادهایى در مورد جنگ و خسارات مطرح كرده كه پذيرفته نشده. شب استراحت كردم و به اخبار گوش دادم و خاطرات عقب‏مانده را نوشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا