جلسه علنى داشتيم. قبل از دستور درباره شهيدان رجایى و باهنر و آثار شهادت آنها در سال گذشته صحبت كردم. در حال تنفس با تماشاچيان - كه سيصد نفر از زنان و مردان معلم عازم كردستان بودند و... - صحبت كردم. ظهر هم با گروهى ديگر كه از كازرون آمده بودند، ملاقات
جلسه علنى داشتيم. قبل از دستور درباره شهيدان رجایى و باهنر و آثار شهادت آنها در سال گذشته صحبت كردم. در حال تنفس با تماشاچيان - كه سيصد نفر از زنان و مردان معلم عازم كردستان بودند و... - صحبت كردم. ظهر هم با گروهى ديگر كه از كازرون آمده بودند، ملاقات كردم.
پس از ناهار آقاى دكتر طاهرى شيرازى به دفترم آمد و راجع به وزير جديد بهداشت و درمان صحبت كرد.
دكتر ولايتى هم آمد و گزارش كنفرانس وزارى خارجه كشورهاى اسلامى در نيجريه را داد و راضى بود. خبرى از وزير خارجه پاكستان در خصوص جاسوس فرارى شوروى كه به انگلستان پناهنده شده، داد. به همين جهت با آقاى خامنهاى ریيسجمهورى كه به مشهد رفتهاند، تماس گرفتم.
گروهى از نمايندگان آمدند و از اينكه جمع زيادى از نمايندگان و مسئولان به مكه بروند، به خاطر احتمال خطر و تعطيل كارها در كشور، اظهار نگرانى كردند. احمدآقا تلفن كرد و از سختگيرىهاى سعودىها نسبت به حجاج ايرانى در گرفتن عكس امام و اعلاميهها و ... خبر داد. عصر آقاى مقدم، پيشنماز مسجد هامبورگ آلمان آمد و راجع به مسایل دانشجويان و سفارت ما در آلمان مطالبى داشت. قرار بود كه مصاحبه اى با روزنامه جمهورى اسلامى درباره جنگ داشته باشم كه به بعد موكول شد.
جلسه شوراى مركزى حزب در دفتر من تشكيل شد. به خاطر نبودن آقاى خامنهاى، دستور جلسه كه اختلافات دو بينش در حزب و دولت بود، عوض شد. احمدآقا پيشنهاد داشت كه پولهاى مصادره شده آقاى [سيدكاظم] شريعتمدارى به حزب داده شود و گفت كه با امام صحبت كرده، ايشان مخالفت نكردهاند. بعضى مخالف و بعضى موافق بودند و قرار شد كه مشورت بيشترى شود. بازرگانى خارجى و گير كردن لايحه دولت در شوراى نگهبان مطرح شد و قرار شد كه در شوراى اقتصاد، تصميمگيرى شود. انتقاداتى از عملكرد دولت مطرح شد كه آقاى نخستوزير پاسخ داد.
شب آقاى صبورى از گروه پيگيرى پرونده انفجار نخستوزيرى و جنايت [مسعود] كشميرى آمد و اطلاعات زيادى راجع به كشميرى و همكاران او داد. يك سازمان انقلابى را زير سئوال برده بود كه بايد تحقيق كنيم. مطلب مهمى است. شب به خانه آمدم.

![پس از نماز مشغول مطالعه شدم. ساعت هفت و نيم به تالار مجلس رفتم. آقاى [محمد] موسوى خوئينىها جلسه را افتتاح كرده بود. به دفترم برگشتم و به مطالعه پرداختم. بعد از تنفس به جلسه رفتم كه بحث اساسنامه سپاه ادامه داشت.](/sites/default/files/styles/max_325x325/public/1405-06/rafsanjani_0.jpg.webp?itok=cphlWJ5K)





کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام