خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 11:31کد خبر26200

از فرودگاه به طرف بنگلور حركت كرديم و اول شب به آنجا رسيديم. ریيس مجلس ايالتى و... همراه با جمع زيادى به استقبال آمده بودند، اما پليس كه مسئول امنيت ما بود، اجازه نداد كه با مردم صحبت كنم و مستقيماً به سالنى كه دانشجويان آماده كرده بودند، رفتيم. مجلس با شكوهى بود و يك ساعت صحبت كردم.  

صبح كارها انجام شد و با هواپيما به طرف بمبئى رفتيم. دو ساعت پرواز بود، در فرودگاه بمبئى علاوه بر ریيس مجلس و مسئولان بمبئى، دانشجويان مسلمان و جمعى از مردم به استقبال آمده بودند. مطالبى گفتند و من هم كمى صحبت كردم. به هتل رفتيم و بعد از كمى استراحت به نماز جمعه در مسجد شيعه رفتيم. من سخنرانى كردم  و آقاى حامد دامنى نماينده ايرانشهر به اردو ترجمه كرد. ناهار را در هتل مهمان مجلس ايالتى بمبئى بوديم، ریيس مجلس و يك وزير كه در فرودگاه هم بود، در مهمانى بودند. مصاحبه مطبوعاتى انجام داديم.

از فرودگاه به طرف بنگلور حركت كرديم و اول شب به آنجا رسيديم. ریيس مجلس ايالتى و... همراه با جمع زيادى به استقبال آمده بودند، اما پليس كه مسئول امنيت ما بود، اجازه نداد كه با مردم صحبت كنم و مستقيماً به سالنى كه دانشجويان آماده كرده بودند، رفتيم. مجلس با شكوهى بود و يك ساعت صحبت كردم. احساسات پرشورى در حمايت از انقلاب ما ابراز كردند. دانشجويان اسلامى ايران و عراق برنامه اجرا كردند. شام قرار بود كه مهمان دانشجويان و علما باشيم، ولى دو مجلس ايالتى تقاضا كردند به آنها واگذار شود و در نتيجه با حضور رؤساى دو مجلس، مهمان مجلس در هتل بوديم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا