خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:12کد خبر32061

رسانه هاى هند براى پوشش خبرى سفر، سنگ تمام گذاشته اند و انعکاس اهتمام هندی ها به سفر ما و بىتوجهى آنها به سفر همزمان وزیر خزانه دارى آمریکا، قابل توجه است. به محل کنفرانس جنبش عدم تعهد براى مصاحبه مطبوعاتى رفتیم. شرکت خبرنگاران خیلى خوب بود و متصدی کار،

رسانه هاى هند براى پوشش خبرى سفر، سنگ تمام گذاشته اند و انعکاس اهتمام هندی ها به سفر ما و بىتوجهى آنها به سفر همزمان وزیر خزانه دارى آمریکا، قابل توجه است. به محل کنفرانس جنبش عدم تعهد براى مصاحبه مطبوعاتى رفتیم. شرکت خبرنگاران خیلى خوب بود و متصدی کار، خوب اداره می کرد؛ به همه سئوال ها پاسخ دادم.

به کاخ برگشتیم و با رییسجمهور خداحافظى کردیم و به فرودگاه رفتیم. در راه از آقاى سلمان خورشیدی سئوالات زیادی داشتم، منجمله دربارة زراعت انبه که گفت خودشان هم هفتاد هکتار در فامیل دارند و زراعت پُرسودی است. آقاى رائو برخلاف معمولشان، شخصاً براى بدرقه به فرودگاه آمده بود. قرار شد در سازمان خلع سلاح شیمیایى، به معاونت ایران در مقابل پاکستان رأى بدهند.

به سوى گرجستان پرواز کردیم. جمعى هم به تهران برگشتند. پنج ساعت در راه بودیم. عمدتاً از روى خاک ایران عبور کردیم. گرجی ها با سان و رژه و آمدن عمده مسئولان استقبال گرمى نمودند. در تفلیس، باران مى بارید و هوا سرد بود. در مسیر سئوالات زیادی از آقاى [ادوارد] شوارد نادزه، [رییسجمهور گرجستان] نمودم. از مشکلات فراوان کشورش گفت. عمدة تولید به علت عدم مدیریت و کمبود انرژى و جنگ داخلى و بسته شدن راه ها با جنگ چچن خوابیده است. گفت حدود دویست میلیارد کیلووات ساعت، پتانسیل تولید برق آبى دارند که حدود ده درصد آن استحصال مى شود.

از شهر عبور کردیم. رودخانه عظیمى به نام متکواری از داخل شهر عبور مى کند. گفتند از ترکیه سرچشمه مى گیرد و پس از پیوستن به ارس، به دریای خزر مى ر یزد. گفت در شهر حدود نود مترمکعب در ثانیه آب دارد. اقامتگاه در جنوب شهر، در نقطه مرتفع کوهستانى و باصفایى است. به خاطر کمبود انرژى، شوفاژها خاموش و هوا سرد است. با یک بخارى برقى، اتاق را گرم مى کنند که کم است. محسن هم از تهران به همراه آقایان [مرتضی] محمدخان،[وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [یحیی] آل اسحاق، [وزیر بازرگانی] و [اکبر] ترکان، [وزیر راه و ترابری] و... آمده بود. اعظم، [همسر محسن]، به خاطر بچه ها، از هند به تهران برگشت.

شهردار تفلیس آمد. براى دور اول مذاکرات، با هم به محل نخستوزیرى رفتیم. دربارة توسعه همکارى های چندجانبه و فعالکردن حمل و نقل با استفاده از بندر باتومى و قطار جنوب و... مذاکره شد. به کمیته هاى شش گانه سپردیم.

سپس [با آقای شواردنادزه]، مذاکره خصوصى داشتیم. گفت به خاطر فشار روسیه که منجر به جنگ داخلى شد، بالاجبار با ایجاد پایگاه هاى نظامى روس در گرجستان موافقت کرده و تسلیم شده و فعلاً روابط با روسیه بد نیست. گفت اختلافش با آقاى گورباچف، بر سر این بوده که گورباچف مى خواسته اصل شوروى را حفظ کند و او معتقد بوده که جمهورى ها باید به تدریج آزاد شوند و نیز او خطر کودتا را درک مى کرده و گورباچف غافل بوده. گفت آمریکا و روسیه به رودررویی نخواهند رسید.

به اقامتگاه برگشتیم و سپس براى شام رفتیم. شام خوبى نداشتند، هر چند که غذاها متنوع بود. آواز گرجى بلند و گوشخراشی خوانده شد. عفت و فائزه و... جداگانه با خانواده نادزه، مذاکره و شام داشتند و راضى بودند. محسن و دکتر ولایتى، براى شرکت در کنفرانس خلع سلاح هسته اى به سوى نیویورک حرکت کردند. محسن مى خواهد موزه هاى ریاستجمهوری آمریکا را ببیند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا