خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:15کد خبر32792

ساعت نُه صبح براى مراسم روز ارتش، به میدان آزادی رفتیم. سخنرانى کردم و رژه را تحویل گرفتم و عبور ابزار جنگ و مهندسى و هواپیماها و هلى کوپترها را تماشا کردم. ظهر بخشى از بچه ها جمع بودند. عصر حسن، پسر آقاجلال آمد. گزارش کار شرکت واحد گشت را داد. ماشین

ساعت نُه صبح براى مراسم روز ارتش، به میدان آزادی رفتیم. سخنرانى کردم و رژه را تحویل گرفتم و عبور ابزار جنگ و مهندسى و هواپیماها و هلى کوپترها را تماشا کردم. ظهر بخشى از بچه ها جمع بودند. عصر حسن، پسر آقاجلال آمد. گزارش کار شرکت واحد گشت را داد. ماشین دربست کرایه مى دهند؛ کار موفقى است. شب براى شام، یاسر ساندویج فرستاده بود.

آقاى [محمدرضا] توسلى آمد. راجع به انتخابات و مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت شد. خوابى برایم دیده بود که تعریف کرد. دیده بود، از یک دیوار بلندی که در جلو داشتم، به خوبى بالا رفتم و او را با خودم بردم و گفتم که خانم ها از پله بالا بیایند.

اکثر وقت امروز را صرف مطالعه کتابى کردم که دربارة من و نقشم در پیروزى انقلاب و سال هاى اول انقلاب نوشته شده است. شهردار تهران مى خواهد منتشر کند. کتاب خوبى است و خیلى از مواردی که فراموش کرده بودم، به یادم آورد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا