31 اردیبهشت 1362
تا ساعت نه صبح در خانه بودم. آقاى دکتر ولایتى اطلاع داد که روس ها تصمیم گرفته اند سه دیپلمات ما را اخراج کنند، ولى اعلام نکنند و جواب را با موضع بالایى داده اند و قرار شد ما هم مقابله به مثل بکنیم. دفتر اطلاعات نخست وزیرى هم قبلاً سه نفر دی…
30 اردیبهشت 1362
صبح زود، بعد از نماز، مقدارى درباره مشکلاتى که اختلافات خطوط و جریان ها براى انقلاب و وحدت دارد پیش مى آورد، فکر کردم و در ذهنم راه حل هایى ترسیم کردم و یادداشت نمودم که بعداً از طرق مختلف اقدام کنم و سپس دو سه روز خاطرات عقب مانده را نوشتم…
29 اردیبهشت 1362
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم گزارش ها را مطالعه مى کردم. توافق لبنان و اسراییل مسأله مهم جهانى است که همه چیز را تحت الشعاع قرار داده و منشأ حوادث مهمى خواهد شد. در جلسه علنى، سخنان قبل از دستور آقاى [غلامحسین] نادى نماینده نجف آباد که با…
28 اردیبهشت 1362
تا ساعت نه صبح با مطالعه و نوشتن در خانه کار کردم. ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. نماینده، فرماندار و امام جمعه رودبار آمدند و از وضع شهر گزارشى دادند. توطئه کمونیست هاى آنجا را که زیادند و مرتبط با جنگل هستند، گفتند و امام جمعه از دفتر حزب ج…
27 اردیبهشت 1362
تا ساعت هفت و نیم کار کردم. احکام جدید کارکنان مجلس را که بر اساس قانون جدید تنظیم کرده اند، رسیدگى کردم. حقوق بعضى ها زیاد به نظر مى رسد. گفتم مجدداً رسیدگى کنند که کار بى حسابى انجام نشود. جلسه علنى را آغاز کردم و به آقاى یزدى سپردم. به د…
26 اردیبهشت 1362
تا ساعت سه بعد از ظهر در خانه ماندم و مطالعه کردم و در حیاط خانه، استراحت و تفریح نمودم. آقاى جاسبى تلفن کرد و گفت نتایج کنکور دانشگاه آزاد اعلام شده است. نتایج مرحله دوم رأى گیرى را هم براى شوراى مرکزى حزب جمهورى اسلامى گفت؛ ترکیب خوبى از …
25 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس رفتم. یک ساعت قبل از جلسه علنى، کارهاى ادارى را انجام دادم. احکام را امضا کردم و مصوبات را به شوراى نگهبان و قوه اجرایى فرستادم. در جلسه علنى، طرح [تشکیل وزارت] اطلاعات در دستور بود. پیشرفت خوبى داشتیم. موقتاً به سپاه اجازه …
24 اردیبهشت 1362
صبح زود دکتر شیبانى آمد و براى گرفتن وام از بانک ها جهت تکمیل ساختمان دانشگاه ها و هم براى ملاقات پاسداران کنگره با امام کمک خواست. براى شرکت در جلسه عمومى کنگره به [اردوگاه] منظریه رفتم. چند دستور زاید را از دستور خارج کردیم. [آیت الله]آقا…
23 اردیبهشت 1362
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه مى کردم. با آقاى جاسبى در کنگره و با [آیت الله]آقاى خامنه اى و ربانى املشى، تلفنى تماس گرفتم و درباره کاندیداهاى جدید شوراى مرکزى حزب مشاوره کردیم. آقاى جاسبى از برخورد دانش آموزان و کمیسیون اساسنامه کنگر…
22 اردیبهشت 1362
صبح زود، دکتر[عباس] شیبانى آمد و کارت ملاقات امام براى بقیه افراد کنگره که ملاقات با امام نداشته اند، برایش گرفتم. با رییس جمهور تلفنى صحبت کردم و جلسه اى که امشب داریم، قرار شد در دفتر امام باشد. تأییدیه صلاحیت نامزدان شوراى [مرکزى] حزب [ج…
21 اردیبهشت 1362
آقاى شیرازى امام جمعه مشهد تلفن کرد و گفت براى تهیه مقدمات نامه اى از امام جمعه ها به مجلس یا دولت، عازم قم است. نامه براى درخواست اصلاحات ارضى و گرفتن اراضى مالکان بزرگ است. ایشان با عشق و ایمان براى حل این مشکل مزمن تلاش مى کنند. پیش از ظ…
20 اردیبهشت 1362
به مجلس رفتم. با آقایان [آیت الله] خامنه اى و ربانى املشى، جلسه اى براى رسیدگى به صلاحیت نامزدان شوراى مرکزى حزب جمهورى [اسلامى] داشتیم. در جلسه علنى، طرح [تشکیل وزارت] اطلاعات مطرح بود. بیشتر نمایندگان روى تمرکز اطلاعات نظر دارند و به خواس…
19 اردیبهشت 1362
بعد از نماز آقایان[آیت الله] خامنه اى و ربانى [املشى عضو شوراى نگهبان] به مجلس آمدند و درباره نامزدان شوراى مرکزى و مسایل کلى حزب و مملکت مشاوره کردیم. در جلسه علنى، طرح تأسیس وزارت اطلاعات داشتیم؛ نسبتاً پیشرفت خوبى داشت. پیش از دستور، ضمن…
17 اردیبهشت 1362
بعد از نماز به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتیم. چند لایحه تصویب شد. ظهر در دفتر چند ملاقات داشتم. عصر جلسه اصلاح مواضع حزب [جمهورى اسلامى] داشتیم و سپس جلسه شوراى مرکزى حزب که بیشتر بحث درباره کنگره بود. سپس با سران سپاه و دولت جلسه اى درباره م…
16 اردیبهشت 1362
صبح زود فیلمبرداران و عکاسان براى تهیه فیلم و عکس از یک روز زندگى من آمدند؛ از منظره صبحانه خوردن در آشپزخانه و اتاق نشیمن و کتابخانه، عکس و فیلم گرفتند. خوشبختانه والده و همیشره طیبه هم حضور داشتند، گرچه متأسفانه فاطى و فائزه و محسن نبودند…
15 اردیبهشت 1362
در خانه ماندم. آقاى مهدوى کنى نمازجمعه را اقامه کردند و پیش از ظهر آقاشیخ قدرت علیخانى آمد و متن نامه اى را که در سمینار ائمه جمعه تهیه شده و چند نفر امضا کرده بودند و سپس با مخالفت طرفداران حزب جمهورى اسلامى و آقاى مشکینى، مسکوت مانده بود،
14 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس نرفتم. به دفتر رییس جمهور رفتم. در جلسه دفتر سیاسى حزب شرکت کردم. بحث درباره کارهاى ایذایى خط سوم بود. تصمیماتى در مورد کیفیت برخورد با آنها گرفتیم؛ بیشتر در جهت جذب آنها با رفاقت و محبت و نه معارضه. به جلسه علنى نرفتم. ساعت…
13 اردیبهشت 1362
پس از نماز تا ساعت نه و نیم صبح مطالعه کردم. گزارش ها را خواندم. ساعت نه و نیم گروهى از کارمندان جدید مجلس آمدند و از کارپردازان گله داشتند. آقاى روحانى سفیر ایران در لبنان آمد؛ از ایشان استعفا گرفته اند، به خاطر اینکه با یکى از کارمندان زن…
12 اردیبهشت 1362
جلسه علنى داشتیم. لایحه تبدیل کاخ نیاوران به مهمانخانه براى پذیرایى از مهمانان عالی رتبه خارجى، مطرح بود. نمایندگان سخت مخالفت کردند و شعارى صحبت نمودند و رد شد. ظهر هم چند ملاقات داشتم. عصر در جلسه نمایندگان حزب اللهى مجلس شرکت کردم. توضیح…
11 اردیبهشت 1362
تا ساعت نه صبح در خانه مطالعه مى کردم. خانواده شهید مطهرى که براى زیارت امام آمده بودند، به منزل ما آمدند. از اینکه [دکترعلى] عباسپور را از ریاست سازمان پژوهش هاى علمى و صنعتى کشور برداشته اند، گله داشتند. آقاى آملى [لاریجانى] خبر از اصلاح …
10 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس رفتم. قبل از [آغاز] جلسه، گزارش ها را خواندم و کارهاى ادارى را انجام دادم. قبل از دستور اشاره به روزهاى کارگر، معلم و شهادت آیت الله مطهرى کردم. طرح حدود اختیارات و قلمروی کار [و صلاحیت دادسراها و] دادگاه هاى انقلاب مطرح بود…
9 اردیبهشت 1362
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. رییس جمهور تلفنى اطلاع دادند که فرمانده مورد نظر [ناخدا بهرام افضلى] احضار شده و توقیف است. گفتم قبلاً در همان جا تحقیق شود؛ اگر صادقانه برخورد کرد و در حد سمپات است، زندان نرود. ایشان پذیرفتند. …
9 اردیبهشت 1362
در خانه ماندم و بیشتر در کتابخانه مطالعه مى کردم. بازجوهاى سران حزب توده آمدند و اعترافات [بهرام] افضلى را آوردند. به همکارى در سطح خفیفى اعتراف کرده است. بازجوها مى گویند، خیلى از مطالب را نگفته است؛ مصلحت نمى دانند که آزاد شود، چون احتمال…
8 اردیبهشت 1362
عفت و فاطى به خانه فائزه رفتند؛ براى کمک به جهت مهماندارى شب. ساعت هشت صبح آیت الله منتظرى که براى ملاقات با امام به تهران آمده بودند، به منزل ما آمدند. نیم ساعتى مذاکره کردیم. راجع به خیلى از کارهاى جارى اعتراض داشتند؛ از توزیع کالاها، وضع…
7 اردیبهشت 1362
در خانه ماندم و خاطرات عقب مانده را نوشتم. از دفتر امام اطلاع دادند که رییس جمهور آمده اند. من هم رفتم. امام را زیارت کردیم. در مورد مسایل مربوط به لیبى صحبت شد. جواب، موکول به بعد شد. [آیت الله] آقاى خامنه اى، خبر دستگیرى [اعضاى] سازمان مخ…
6 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کنوانسیون [حفظ محیط زیست در] کویت براى حل مشکل چاه هاى آسیب دیده نوروز، جلسه تشکیل داده؛ لازم است تلاش کنیم که حل شود. خطر نفت هاى نشت کرده، مى گویند به سواحل ما هم نزدیک مى شود. پیش از دستور درباره…
5 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس رفتم. جلسه علنى داشتیم؛ به جاى پنج شنبه آینده که به خاطر بین دو تعطیل واقع شدن، تعطیل کردیم. چند لایحه تصویب شد. بعد از تنفس به دفترم آمدم. گروهى از نمایندگان رادیکال، ظهر به دفتر آمدند و از بسته شدن دست مجلس براى اقدام به ن…
4 اردیبهشت 1362
صبح زود به مجلس رفتم. طرح قانون محاسبات عمومى مطرح بود؛ با اینکه دولت مخالف است، با اکثریت ضعیفى تصویب شد؛ کار اجرایى را مشکل مى کند. این طرح همه وقت امروز مجلس را گرفت. در تنفس براى تماشاچیان سخنرانى کردم. ظهر چند ملاقات داشتم. عصر جلسه اص…
3 اردیبهشت 1362
تا عصر در خانه بودم. مطالعه و استراحت و انجام کارهاى خانه، وقتم را پر کرد. در حمله موشکى دیشب دزفول 40 نفر شهید و 200 نفر مجروح شدند. دولت عزاى عمومى اعلان کرده است. عصر همراه با رییس جمهور و نخست وزیر و رییس دیوان عالى کشور به خدمت امام رف…
2 اردیبهشت 1362
تا ساعت یازده در مجلس بودم و مطالعه و یادداشت مى کردم. سپس به نمازجمعه رفتم و ساعت یک و نیم ظهر به خانه آمدیم؛ با اعضاى خانواده همراه هم بودیم. هنوز نقاشى خانه تمام نشده است. پاسدارها از بیرون، برایمان غذا گرفتند. خانه به هم ریخته بود. عصر …
1 اردیبهشت 1362
ساعت هفت و نیم صبح به جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] رفتم. قبل از دستور درباره جنایت ارتش عراق در دزفول صحبت کردم. اعتبارنامه آقاى [محمدجسیم] سعادتى نماینده مهاباد مطرح شد؛ به خاطر سوابق و ارتباطش با [حزب] کومله و [حزب] دمکرات [کردستان] و مح…