Month archive

Dey ۱۳۶۶

۳۰ diary entries in this month.

20 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۶

بعد از نماز، اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم؛ خیلی از جنگ و عملیات بیت المقدس می گویند. آقای مسجدی، جانشین فرمانده قرارگاه رمضان و آقای برهان، مامور نماینده امام در قرارگاه سپاه آمدند. از کمبودها و ضعف های قرارگاه رمضان گفتند. ساعت …

19 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۶

اول وقت فرماندهان قرارگاه ها از لشکرها، تیپ ها، گردان ها و دسته های واحدهای عمل کننده آمدند. در اجتماع آنها سخنرانی مبسوطی درباره استراتژی و برنامه های جنگ ایراد کردم . گفته بودند که نیروها از تغییر زمان عملیات ناراضی اند. آنها را توجیه و ت…

18 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۶

اول وقت فرماندهان قرارگاه کربلا و لشکرها آمدند. برنامه عملیات لغو شده را گفتند و از لغو عملیات اظهار نارضایتی کردند. بعضی ها هم راضی بودند و درباره عملیات آینده به مشورت پرداختیم. جلسه تا ظهر طول کشید. عصر همراه با جمعی از فرماندهان سپاه از…

17 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۶

بعد از نماز گزارش ها را خواندم. قبل از شروع جلسه، خبر شروع عملیات بیت المقدس دو را به نمایندگان دادم. جلسه را افتتاح کردم، به منظور اعلان حضور در تهران و سپس ادامه جلسه را به آقای [محمد] یزدی سپردم و همراه دکتر روحانی با اتومبیل به سوی اهوا…

16 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۶

به مجلس آمدم. [آقای مهدی خندق آبادی[سفیر ایران در استرالیا آمد. گزارشی داد و مشورت کرد. او خواستار باز کردن کنسولگری بود. سفیر سودان در ایران آمد. ملاقات به تعارف گذشت و انتظاراتشان از ایران را گفت. سفیر نیکاراگوئه در ایران آمد. برای نفت اس…

15 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۶

اول وقت اطلاع دادند که عملیات دیشب در منطقه ماؤوت با موفقیت انجام شد و اکثر اهداف مرحله اول را گرفته اند. این عملیات دنباله دارد. برای جلوگیری از تحریک عراق، یکی دو روز اعلام و تبلیغات به تاخیر افتاد. در نمازجمعه تهران، یک خطبه را درباره کل…

14 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۶

پیش از طلوع فجر، خواب وحشتناکی دیدم. در خواب ناله می کردم. عفت بیدارم کرد. یادم آمد که خواب می دیدم در روستای بهرمان، به تنهائی از کوچه کنار باغ مسجد، جایی که در بچگی به ما می گفتند جن دارد، عبور می کردم. قیافه مهیبی از دور پیدا شد که در عا…

13 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۶

دیشب برف خوبی آمده است. عفت برای یاسر آش پشت پا پخته بود که من و پاسدارها خوردیم. ساعت نه به مجلس رسیدم. نه ونیم [آقای ابوالقاسم سرحدی زاده[وزیر کار و معاونش آقای]محمد[سلامتی آمدند و درباره انتخابات صحبت کردند.]مسئولین] انجمن اسلامی معلمان

12 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۶

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. قبل از دستور درباره جواب دوم امام به آقای خامنه ای که از ایشان تمجید شده بود و نیز درباره انصارالمجاهدین صحبت کردم . جواب [آقای آقازاده] وزیر نفت به کمیسیون اصل 90 را در دستور داشتیم که باعث خشم جناح راست ش…

11 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۶

در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. عصر آقای ری شهری [وزیر اطلاعات] آمد و راجع به نماینده مسجدسلیمان مشورت کرد. گزارش اطلاعات را داد. گفت که امام جمعه شیراز بی طرفی را در انتخابات نقص کرده است. شب احمدآقا آمد و اطلاع داد که آقای خامنه ا…

10 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۶

ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس به دندان پزشکی رفتم. برای روکش یک دندان قالب گیری شد. ظهر آقای [حسین] مهدیان آمد. اساسنامه بنیاد خیریه طاهر را برای اموال خیریه تولیت آورد. آقایان سنجق…

9 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۶

به مجلس رفتم. یاسر هم برای تنظیم برنامه اعزام به جبهه آمد. او مایل است زودتر برود. با اینکه تا یک هفته دیگر، دو محافظ خودم به جبهه می روند، ولی آقای رحمانی محافظ دیگرمان زودتر می رود. آنها می خواهند با هم بروند، تا به عملیات برسند. تا ساعت …

8 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۶

در منزل بودم. آقای محسن رضایی آمد. درباره برنامه عملیات آینده مذاکره کردیم . او اصرار دارد که مسئولیت تمشیت امور سپاه را بپذیرم. درباره مسئول حفاظت اطلاعات سپاه هم بحث شد. خواستار اعتبار جهت خرید هواپیما برای سپاه شد. آقای [محسن] کنگرلو آمد…

7 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۶

در بین راه مجلس، در اخبار رادیو، خبر جواب امام به نامه آقای خامنه ای را شنیدم . این نامه در مورد تفسیر ایشان در نماز جمعه از نوشته های امام در جواب شورای نگهبان و وزیر کار است و در آن بر اختیارات وسیع حکومت اسلامی در ارتباط با تعطیل احکام ف…

6 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۶

ساعت هشت و نیم به مجلس رفتم. یاسر هم آمد. آماده رفتن به جبهه شده است. حال خوبی دارد. آقای رحمانی می خواهد با هم بروند. خودش هم قبول دارد. آقای ربانی روحانی - که در آرژانتین برای تبلیغ اقامت کرده است. - آمد. گزارش وضع شیعه و مسلمین آنجا را گ…

5 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۶

در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی مجلس ماندم. در تنفس به کمیسیون برنامه و بودجه رفتم و نیازهای جنگ را توضیح دادم . بودجه پیشنهادی دولت برای جنگ را ناکافی خواندم و قرار شد ترمیم شود. در راه برگشت به دفتر، دیدم نصاب حض…

4 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۶

ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ، به مقر ریاست جمهوری رفتم. تا نزدیک ظهر در جلسه بودم. سپس از طرح مصلای بزرگ تهران بازدید کردم. با آقای [علی[رازینی درباره قاضی کردستان که با سپاه اختلاف پیدا کرده است، صحبت کردم. …

3 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۶

ساعت هفت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. امروز مراجعات زیادی از طرف نمایندگان داشتم. از تنفس تا ساعت هشت و نیم شب در دفترم کار کردم. گزارش های چند روز گذشته را خواندم. ظهر آقایان [غلامحسین[نادی،]محمد

2 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۶

اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتیم. فرماندهان جهادهای منطقه آمدند. گزارش وضع کار دادند و نیازها را گفتند . عموماً از کمبود بولدوزر شاکی اند و همین تعداد موجودشان هم کارائی زیاد در برف ندارد. سپاه هم از ضعف عملکرد جهاد ناراضی بود؛ لابد به خ…

1 يناير 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۶

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. حدود ساعت شش صبح طلوع فجر است. برف می بارید و تا عصر ادامه داشت. خاطرات دو روز را بعد از نماز نوشتم. اخبار رادیو بی بی سی را گرفتم. مطلب مهمی نداشت، جز رفع خطر شهر خوست افغانستان. عراق در حمله هو…

31 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۶

پیش از اذان صبح بیدار شدم. هوا کمی سرد بود. بعد از نماز صبح و استماع اخبار، آقای [محمد باقر] ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان آمد. طرح عملیاتی آینده داخل عراق را گفت. اجازه دادم که قرارداد مبنی بر قید امنیت آنها در صورت توافق با دولت آینده عرا…

30 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۶

تا ساعت دو و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. کارها را از مجلس آورده بودم. وقت حرکت مشخص نبود. به [فرودگاه] مهرآباد آمدیم. با هواپیمای شاهین به سوی همدان حرکت کردیم. ارتفاعات در مسیر پوشیده از برف بود. پس از نیم ساعت پرواز، در پایگاه هوایی همدا…

29 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۶

تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. به خاطر روند مخالفت با تسهیلات جهاد سازندگی، ناچار شدم به تندی حرف بزنم و روال اصلاح شد. در تنفس [آقای بیژن نامدار زنگنه[وزیر جهاد و آقای]عبدالله] نوری آمدند که ادامه جلسه را هم در مجلس باشم که ممکن ن…

28 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۶

ساعت هشت ونیم صبح به دفتر رئیس جمهور رفتم. شورای عالی پشتیبانی جنگ تا ظهر جلسه داشت. برای جهاد مالی و مسائل دیگر تصمیم گیری شد. قرار شد دویست میلیون دلار ارز دولتی را در راه جذب ریال برای جنگ مصرف کنیم. ظهر آقای [محی الدین] فاضل هرندی آمد. …

27 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۶

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. کمی باران می بارید. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. [آقای میرحسین موسوی[نخست وزیر آمد و لایحه بودجه سال 67 را آورد. صحبت کردم و تشکر نمودم . بعد از تنفس، از کلاس سوادآموزی بی سوادهای مجلس بازدید کردم و نیم س…

26 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۶

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم و تا عصر به انجام کارها پرداختم و چند ملاقات کوتاه داشتم. عصر به دانشگاه تهران رفتم و برای جمعی از دانشجویان داوطلب که عازم جبهه بودند، صحبت کردم . شب سران قوا، مهمان من در مجلس بودند. [آقای محتشمی پور] وزیر …

25 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۶

تا ساعت ده ونیم در منزل برای خطبه های جمعه کار کردم. خطبه اول را درباره نظرات و فتواها و احکام مهم امام در سال اخیر صحبت کردم که عمدتاً این نظرات و فتواها در جهت خلاف نظرات شورای نگهبان است و در خطبه دوم از نهضت اخیر فلسطینی ها در خاک فلسطی…

24 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۶

اول وقت به مجلس رفتم. دیشب عراق به ترمینال لارک در تنگه هرمز حمله کرده و چند کشتی نفتی آسیب دیده اند . باران می بارید. جلسه علنی با تاخیر شروع شد. چون هر دو نایب رئیس در سفر بودند، تا ظهر در جلسه ماندم. در تنفس آقای سعیدیان آمد و برای اصلاح…

23 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۶

تا ساعت هشت صبح در منزل بودم. اخبار را خواندم. به مجلس رفتم و تا شب برای جبران چند روز مسافرت در دفترم کار کردم. ظهر آقای [سید حسین] موسویان آمد و درباره - امور اداری مجلس مطالبی داشت. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. شب آقای کروبی گفت یکی از…

22 ديسمبر 1987

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۶

اول وقت به مجلس رفتم. در گزارش ها مسأله مهمی نبود. در جلسه علنی قبل از دستور از آقای منتظری به خاطر اعلان راهپیمائی برای حمایت از مردم فلسطین و از نیروی زمینی به خاطر عملیات جدید تشکر کردم. تا ده و نیم در جلسه بودم. به خاطر یک هفته مسافرت، …