21 يونيو 1986
در منزل بودم. تا ساعت هشت ونیم صبح در کتابخانه ام کار کردم. به سرهنگ [مصطفى] ترابى گفتم به سرهنگ [عباس] بابایى در مورد عملیات برون مرزى تأکید کند. مدتى است دستور جدى براى مقابله به مثل در مورد مراکز صنعتى عراق داده ایم، اما غیر از یک مورد، …
20 يونيو 1986
در منزل بودم. آقاى امامى [کاشانى] نمازجمعه را اقامه کرد؛ از درخت کوچک توت که در حیاط منزل است توت چیدم، خاطره هاى دوران کودکى در نوق زنده شد. اطلاع دادند که دو نفر گروگان هاى فرانسه در لبنان آزاد شده اند. آقاى نخست وزیر تلفنى گفتند که کاردا…
19 يونيو 1986
پس از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى خیلى کم ماندم. با آقایان [اسدالله] بیات و [عبدالرضا] اسدى نیا و اسماعیل فدایى، براى رفع کدورت ناشى از اظهارات آقاى بیات در شوراى سرپرستى که توسط آقاى اسدى نیا به مجلس منتقل شده…
18 يونيو 1986
ساعت هشت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. از آقاى [محسن] دعاگو احوال پرسى کردم. مبتلا به سرطان شده و ماه ها در لندن معالجه کرده. گفت خطر رفع شده است. مدیران سازمان اقتصاد اسلامى آمدند. براى کنترل صندوق هاى قرض الحسنه و تسهی…
17 يونيو 1986
صبح زود به مجلس آمدم. در جلسه علنى، مراسم تحلیف براى هیأت رییسه جدید انجام شد. در تنفس آقاى دکتر روحانى آمد. درباره جنگ مذاکره کردیم و همین طور در مورد سفر ایشان به خارج. آقامحمدى آمد. از اختلاف نظرش با مسئولان قرارگاه رمضان درباره کیفیت به…
16 يونيو 1986
به خاطر وضع جنگ و شهادت ها و مشکلات مردم نشاط ندارم. پیش از ظهر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. براى تأسیس صندوق قرض الحسنه بنیاد تاریخ و محافظ مرحومش استمداد کرد و براى بنیاد ماشین خواست و خبر داد که شرکت زیاد مردم در مراسم روز قدس در آلما…
15 يونيو 1986
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه رسمى مجلس، انتخابات هیأت رییسه انجام شد. من با 179 رأى موافق و 22 مخالف و 24 ممتنع به ریاست انتخاب شدم. آقاى کروبى نایب رییس اول شد. آقاى یزدى هم از نیابت اول به نیابت دوم تنزل کرد که باعث نار…
14 يونيو 1986
آقاى [شیخ حسن] صانعى [رییس بنیاد پانزده خرداد] آمد. براى گرفتن سهم چهار درصد کالا براى بنیاد پانزده خرداد که به خانواده هاى شهدا مى دهد، استمداد کرد و براى کارخانه سیمان که بخشى از آن براى بنیاد مصادره شده، ارز خواست. آقاى [محسن] کنگرلو تلف…
13 يونيو 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در خانه مطالعه کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه دوم درباره توضیح بیانات امام بود. عصر احمدآقا آمد. گفت بحث مذاکرات با آمریکایى ها را با امام مطرح کرده، امام فرموده اند تاکنون ضررى نداشته، ولى باید خی…
12 يونيو 1986
ساعت شش ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمى نداشتیم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى شرکت داشتم. سپس تا ظهر کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. آقایان [محسن] رفیق دوست و [حسن] روحانى و [حسین] محلوجى و [محمدعلى] هادى آمدند…
11 يونيو 1986
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. فقط تا قرائت قرآن در جلسه علنى ماندم. با تأخیر، جلسه شروع شد. براى افتتاح سمینار بانکدارى اسلامى به هتل آزادى رفتم. نیم ساعتى صحبت کردم. به مجلس برگشتم. ظهر آقاى [عبدالعلى] قنبرى …
10 يونيو 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. پیش از دستور درباره بیانات دیروز امام صحبت کردم. روى اتحاد و شرکت مردم در امور فرهنگى و مدارس و دانشگاه ها تأکید کردم. اعتراض نمایندگان به بى احترامى دیروز مأموران بیت امام زیاد بود. [آقاى محمدباقر بهرامى] ن…
9 يونيو 1986
نماز عید فطر را در خانه به صورت فرادى خواندم. از رادیو مراسم برگزارى نماز عید در مصلاى بزرگ تهران را گوش دادم. شکایت آوردند که مأموران، نمایندگان را که کارت ملاقات امام ندارند راه نمى دهند. دیروز با احمدآقا قرار گذاشته بودیم که با کارت نمای…
8 يونيو 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها خبر خروج [مسعود] رجوى از پاریس و رفتن به بغداد و استقبال رسمى در بغداد، انعکاس وسیعى داشت. دکتر هادى آمد. مشروح مذاکرات با هیأت آمریکایى را که از نوار پیاده شده، آورد. از ساعت نه ونیم صبح تا یک بع…
7 يونيو 1986
ضعف ناشى از روزه، کارکرد را کم کرده است. بیشتر وقتم به مطالعه گزارش ها و جزوه ها گذشت. معمولاً هر روز اوراق زیادى از عملکردها، طرح ها یا نیازها از طرف ارگان هاى دولتى یا اشخاص مى رسد که وقت زیادى مى گیرد. علاوه بر جزوه هاى مرتب گزارش سیاسى،…
6 يونيو 1986
تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. همراه با اهل خانه براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. شرکت مردم در راهپیمایى روز جهانى قدس، خیلى وسیع و خوب بود. سفراى کشورهاى اسلامى هم آمده بودند. عصر آقایان رمضانى و مرعشى از دادسراى انقلاب آمدن…
5 يونيو 1986
اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما] آمد. درباره اختلافش با شوراى سرپرستى گفت. عصر آقاى سراج آمد و براى کمک به کاروان هاى نور در شرق کشور استمداد کرد. افطار به مرکز سپاه رفتیم. اکثر مسئولان هم بودند. درباره جنگ و لزوم بسیج امکانات براى ختم زودت…
4 يونيو 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. به دکتر ولایتى گفتم در اعزام هیأت به لبنان اقدام کند و به سفارت فلسطین در تهران، مقدارى محبت شود. قبل از دستور درباره روز قدس و 15 خرداد صحبت کردم. در جلسه علنى، طرح خیلى حساس و جنجالى اصلاحیه قانون وزارت به…
3 يونيو 1986
در جلسه علنى مجلس تا ساعت ده ونیم صبح شرکت داشتم. آقاى [مهدى] کروبى [نایب رییس مجلس] بقیه جلسه را اداره کردند. ظهر آقاى محسن رضایى آمد. راجع به ستاد اجرایى قرارگاه خاتم به منظور بسیج امکانات کشور براى جنگ مذاکره کردیم و اشکالات مصاحبه ایشان…
2 يونيو 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ده صبح گزارش ها را خواندم. مطلب مهمى نداشت. فرمانده سپاه کرمان آمد. گزارشى از وضع منطقه و سپاه داد. اکنون بیش از سیزده گردان نیروهاى مردمى کرمان در جبهه اند. درباره گردان هاى قدس و تدارک مردمى مذاکره شد. …
1 يونيو 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها آمده بود که یک کشتى نفتکش ما زده شده است. تا ساعت ده در جلسه علنى ماندم. آقاى [اکبر] ترکان براى مشاوره در امر خریدهاى نظامى و احداث کارخانه هواپیماسازى آمد. آقاى رحمانى براى مسایل سپاه و ستاد اجرا…
31 مايو 1986
شب را احیا داشتم. ساعت نه ونیم صبح به زیارت امام رفتم. گزارش وضع جبهه ها و آمدن هیأت آمریکایى را دادم. پیشنهاد کردم که براى جلوگیرى از پخش خبر توسط آنها به گونه اى که ما را در موضع دفاعى قرار دهند، خودمان خبر آمدن آنها را ابتدا پخش کنیم؛ ام…
30 مايو 1986
احمدآقا آمد و گفت نامه شش نفر از شخصیت ها درباره پرونده انفجار نخست وزیرى به امام رسیده و امام، آقاى اردبیلى و خوئینى ها و رئیسى را احضار کرده اند و پس از اینکه دادستان کل گفته است که متهمان بى تقصیرند، امام دستور آزادى آنها را داده اند و ق…
29 مايو 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. [سام] نجوما رهبر [جبهه آزادیخش نامیبیا] سواپو به ملاقات آمد و مذاکرات درباره وضع انقلاب نامیبیا بود. دکتر [محسن] نوربخش [رییس کل بانک مرکزى] آمد. خواست که در مراسم افتتاح سمینار بانکدارى اسلامى که قرار است سى…
28 مايو 1986
در منزل بودم. هنگام سحرى خوردن، دکتر هادى اطلاع داد که مذاکره با آمریکایى ها به بن بست رسیده و آنها عازم ترک ایرانند. پیش از آن آقاى کنگرلو اطلاع داد که آنها رفته اند و [منوچهر] قربانى فر را گذاشته اند که دنبال کار را بگیرد. عصر احمدآقا آمد…
27 مايو 1986
فراموش کردم که زنگ ساعت را تنظیم کنم. سحر بیدار نشدم و همگى بدون سحرى روزه گرفتیم. معمولاً با زنگ ساعت بیدار مى شوم و بچه ها را بیدار مى کنم. به مجلس آمدم. پیش از رفتن به جلسه، دکتر هادى آمد و گزارش مذاکره سه ساعت و نیمه دیشب را با آمریکایى…
26 مايو 1986
در منزل بودم. دکتر هادى و دکتر روحانى آمدند و پس از توصیه آنها در مورد مسایل قابل بحث، قرار شد دکتر هادى با هیأت آمریکایى مذاکره کنند. عصر آمدند و گفتند مک فارلین ناراضى است و مدعى است به او توهین شده که چرا مقامات با او حرف نمى زنند و چرا …
25 مايو 1986
در گزارش ها آمده که عراق تلمبه خانه گوره و امیدیه را بمباران کرده و صدور نفت قطع شده است. به [سرهنگ هوشنگ صدیق] فرمانده نیروى هوایى گفتم تلافى کنند و به توپخانه هاى نیروى زمینى هم گفته شد که تلافى نمایند. آقاى [محسن] کنگرلو اطلاع داد که هوا…
24 مايو 1986
با احمدآقا درباره جواب نامه فرمانده سپاه مذاکره کردیم. قرار شد به گونه اى جواب بدهند که نمایندگى امام در سپاه تضعیف نشود و دست فرماندهان در امور جنگ باز باشد. از طرف کسانى به دفتر امام گفته شده که موافقت امام با تشکیل ستاد سه نیرو و اجراى ف…
23 مايو 1986
احمدآقا آمد و راجع به حکم جدید امام در سپاه بحث شد. آقاى کنگرلو آمد و اطلاع داد که پس فردا هیأت آمریکایى وارد مى شوند. درباره کیفیت کنترل آنها و مسایل گروگان ها و چیزهایى که در مقابل آن باید بدهند، مذاکره شد. افطار بستگان مهمان مان بودند. آ…
22 مايو 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه علنى ماندم. قبل از شروع جلسه توضیحاتى در مورد جنگ و فرار دشمن از فکه به نمایندگان دادم. قبل از ظهر براى خانواده هاى شهداى شرق تهران صحبت کردم. ظهر فرماندهان سپاه آمدند و گزارش وضع جبهه را دادند. عصر براى سالگرد […