22 أغسطس 1985
تمام روز در منزل بودم. آقاى علیزاده از دامداران گیلان که بعد از انقلاب، توسط عناصر افراطى تحت فشار قرار گرفته است، براى تظلم آمد. حاج احمدآقا آمد و با او درباره دولت و جنگ و... مذاکره کردیم. آقاى [غلامرضا] آقازاده آمد و گزارشى از رسیدن تعدا…
21 أغسطس 1985
در منزل ماندم. خطبه عربى را نوشتم. گزارش ها را خواندم و براى خطبه هاى جمعه مطالعه نمودم. حاج احمدآقا آمد و پیشنهاد داشت که من براى اقامه نمازجمعه بیشتر بروم. گفتم مسئولیت اصلى از آیت الله خامنه اى است. درباره مشکل نخست وزیرى آینده و دولت آی…
20 أغسطس 1985
تا ساعت هشت صبح در منزل کار کردم. ساعت نه در مجلس، اعضاى شوراى حزب الله لبنان به ملاقات من آمدند. آنها نگران ایجاد ارتباط ایران با حزب امل لبنان بودند و درباره لزوم همکارى شیعه و کل مسلمانان لبنان و فلسطینى ها تأکید کردم و اختلاف حزب الله و…
19 أغسطس 1985
تمام روز در منزل بودم. پیش از ظهر آقاى [حسن] روحانى آمد و راجع به جنگ و سپاه و ارتش مذاکره کردیم. عازم کنگره بین المجالس در کانادا است. عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و راجع به بنیاد تاریخ انقلاب مذاکره کردیم. گزارش ها را آوردند و خواند…
18 أغسطس 1985
براى انجام ملاقات ها و کارهاى ادارى به مجلس رفتم. سفیرمان در شوروى آمد و از تغییر سیاست شوروى پس از انتخاب گورباچف در جهت سازندگى اقتصادى و پرهیز از درگیرى هاى بین المللى گفت و از سیاست ما درباره روابط با شوروى پرسید. گفتم درصدد بهبود روابط…
17 أغسطس 1985
تمام روز در منزل بودم. سرهنگ [مصطفى] ترابى گزارش داد که هیأت اعزامى به خارک نظر داده است که نقص در نحوه دفاع بوده و اسکله تى صدمه دیده است. آقاى غرضى [وزیر نفت] هم گزارش مقدار آسیب را داد. مجموعاً عراق توفیق نسبى در زدن خارک به دست آورده اس…
16 أغسطس 1985
اول وقت، به حسینیه جماران رفتم و براى انتخابات ریاست جمهورى رأى دادم. بیشتر اوقات روز ضمن تماشاى تلویزیون، گزارش ها را مى خواندم. تلویزیون برنامه هاى زنده خوبى از جریان انتخابات پخش کرد. شرکت مردم خیلى خوب و دشمن شکن است. آقاى [شیخ فضل الله…
15 أغسطس 1985
دکتر گرجى آمد و براى مشکل ارز پسرش که در آمریکا درس مى خواند، کمک خواست. جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما داشتیم. موضوع جلسه، اختلافات [آقاى محمد هاشمى] مدیرعامل با [آقاى محسن دعاگو] دبیر شوراى سرپرستى بود. مطلب مهمى در میان نبود. مدعى بودند مدی…
14 أغسطس 1985
در منزل ماندم. آثار سرماخوردگى هنوز باقى است. چند روز خاطرات عقب مانده را نوشتم، ولى مختصر گزارش ها را خواندم. به آقاى [محسن] رضایى گفتم خوب است سپاه در لبنان تلاش کنند تا سرنخى از عوامل گروگانگیرى آمریکایى ها پیدا کنند که در مقابل آزادى اس…
13 أغسطس 1985
در منزل تنها بودم. کارگران لوله کشى گاز و تعمیر بنا کار مى کردند، به خاطر سرماخوردگى، کسالت هم داشتم و به جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى نرفتم. آقاى [على] شمخانى اطلاع داد که براى عملیات سپاه چهار هلى کوپتر نیاز دارند، به آقاى صیاد [شیرازى] …
12 أغسطس 1985
در منزل ماندم. سرماخوردگى دارم و کمى هم تب. فاطى، مهدى، سعید و سارا به جواهرده در شمال رفتند که از آقاى [شیخ حسن] لاهوتى منزلى مانده است. من تنها ماندم. غذایم را از آشپزخانه بیت [امام] مى آورند. کارگران لوله کشى گاز، در خانه کار مى کنند. پی…
11 أغسطس 1985
در بین راه مجلس به بیمارستان قلب براى عیادت آقاى [جلال الدین] طاهرى [امام جمعه اصفهان] رفتم. ایشان به بیمارستان لبافى نژاد براى عمل جراحى پروستات رفته بود. در دفترم تا عصر براى ملاقات ها و کارهاى ادارى ماندم. امروز مجلس تعطیل است. آقاى [رضا…
10 أغسطس 1985
تا ساعت ده صبح در منزل کار کردم. به [اردوگاه] منظریه براى شرکت در سمینار رؤساى آموزش و پرورش سراسر کشور رفتم و درباره اهمیت عامل فرهنگى در سرنوشت جامعه مفصلاً صحبت کردم و به خانه برگشتم. عفت همراه خواهرش عذرا خانم و فرشته طباطبایى به فرودگا…
9 أغسطس 1985
عذرا خانم همشیره عفت از رفسنجان آمد. از دیشب تب کرده ام و صبح تب و لرز گرفتم. با استفاده از مسکن هاى زیاد توانستم براى خطبه هاى جمعه کار کنم و نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمایم. در حال تب تقریباً یک ساعت ونیم حرف زدم. عصر خیلى خسته ب…
8 أغسطس 1985
بعد از نماز صبح، متن خطبه عربى را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. جواب نامه آقاى یوشى هیرو ناکاسونه نخست وزیر ژاپن را نوشتم. در جلسه علنى تا ظهر یکسره کار کردیم. دو لایحه فوریت دار با حضور اعضاى شوراى نگهبان به تصویب رسید. خسته شدم. آقایان [عبا…
7 أغسطس 1985
تا ساعت هشت صبح در منزل کار کردم و مقدارى از نوار مصاحبه با مجله جوانان [امروز] را پر نمودم. سپس به مجلس رفتم. دو نفر از مسئولان سپاه در لبنان آمدند. راجع به گروگان هاى آمریکایى در لبنان با آنها صحبت کردم.آنها اطلاعى از گروگان گیرها ندارند،…
6 أغسطس 1985
ساعت شش ونیم صبح به مجلس رفتم. در جلسه علنى چند دستور انجام شد. عده اى از نمایندگان به مکه رفته اند و اداره جلسه مشکل است؛ چون که موقع رأى گیرى، نصاب حضور نمایندگان حاصل نمى شود. در مجلس زمزمه اى پیچیده که امام به آقاى فخرالدین حجازى [نماین…
5 أغسطس 1985
تمام روز در منزل بودم و بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. گزارش شکست تلاش ضدانقلاب در ربودن هواپیمای مان در مسیر تهران - بندرعباس رسید که مهم است.
4 أغسطس 1985
صبح زود در دفترم با آقاى [محمد] فروزنده مسئول مهندسى رزمى سپاه ملاقات داشتم. او درباره کشیدن لوله تا مرز دشمن براى اهداف جنگى و ساختن راه در هور مشورت کرد. بنا شد بعداً نظر بدهیم. در جلسه علنى مجلس چند دستور انجام شد. مراجعات زیادى از طرف ن…
3 أغسطس 1985
به خاطر مسافرت اعضاى شوراى سرپرستى [صداوسیما]، جلسه نداشتیم. آقاى [محسن] دعاگو که مریض بود، بهتر شده و آمد. با ایشان راجع به مواردى که در صداوسیما اختلاف نظر وجود دارد، مذاکره شد. به کارگیرى افراد و توجه به خواست شورا مورد اختلاف است. قرار …
2 أغسطس 1985
تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. عفت و مهدى هم با من به نمازجمعه آمدند. پسته تازه نوبار امسال، امروز توسط آقاى محمد هاشمى برایمان رسید. شب اخوى زاده فرزانه و شوهرش توکلى [بینا] که در آمریکا ت…
1 أغسطس 1985
صبح زود به مجلس رفتم. قبل از جلسه علنى آقاى [على] شمخانى [قائم مقام فرمانده سپاه] آمد و گزارشى از وضع جبهه ها و سپاه داد. معلوم شد انجام عملیات مورد نظر را دو ماه به تأخیر مى اندازند؛ همان آفت معمولى جنگ هاى گذشته. تأکید کردم که در جبهه شما…
31 يوليو 1985
آقاى صیاد [شیرازى] آمد و گزارش عملیات قادر را داد. او متوجه شده است که بدون کمک سپاه، نمى تواند کار مهمى انجام بدهد. عملیات اصلى را هم به تأخیر انداخته است. در مجموع از عملکرد چند ماهه اخیر آقاى صیاد و ارتش به این نتیجه رسیده ام که ارتش بدو…
30 يوليو 1985
آقاى [غلامرضا]آقازاده [معاون نخست وزیر در امور اجرایى] آمد و گزارشى از پیشرفت در کار خرید اسلحه داد. او گفت که چینى ها خوب برخورد مى کنند و اطلاع داد یک شرکت از عربستان سعودى پیشنهاد فروش موشک تاو را داده که این عجیب است. بعید است چنین شرکت…
29 يوليو 1985
تا ساعت هشت صبح کار کردم. آقاى دکتر [عباس] شیبانى آمد و از مخالفت دکتر [محمدرضا] راه چمنى [نایب رییس کمیسیون بهدارى مجلس] با لایحه تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى شکایت کرد. آقایان بهزاد نبوى، [محسن] نوربخش، [اسدالله] بیات، [محمد] ا…
28 يوليو 1985
تا ساعت ده صبح در جلسه علنى مجلس ماندم. ظهر سفرا و کارداران مان از اروپا و آمریکا آمدند، براى آنها درباره اهمیت اسلامى بودن ماهیت انقلاب صحبت کردم. عصر اولین جلسه شوراى مرکزى حزب جمهورى اسلامى بعد از کنگره تشکیل و دبیرکل حزب انتخاب شد. آیت …
27 يوليو 1985
تا ساعت هشت صبح در خانه کار کردم. سپس به زیارت امام رفتم. امام حال شان خوب است. درباره کابینه آینده، فروش نفت و اصلاح قانون اساسى و آینده سپاه و ارتش با امام مذاکره کردم و به نظرم مى رسد که در هر چهار مورد، نتایج مطلوبى به دست آمد که در سرن…
26 يوليو 1985
اعضاى خانواده در رفسنجان هستند. تلفنى احوال پرسى کردم. مهدى به کوه پیمایى رفته است. او صبح زود رفت و ساعت چهار بعد از ظهر آمد. امروز بیشتر وقتم به خواندن گزارش ها گذشت. آقایان بهزاد نبوى، [حسین] نمازى و [محسن] نوربخش آمدند و از بحران اقتصاد…
25 يوليو 1985
در جلسه علنى مجلس، طرح تأسیس رشته دین و دانش در دبیرستان ها رد شد. مراجعات زیادى از طرف نمایندگان داشتم. عصر بعضى از نمایندگان آقاى منتظرى در دانشگاه ها آمدند و از دفتر تحکیم وحدت گله داشتند و تأیید مى خواستند. خانواده هاى پزشکان اسیر در عر…
24 يوليو 1985
تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم. آقاى [محمدرضا] شمس [= نقدى] مسئول قرارگاه رمضان آمد و از امکانات فراوان در شمال عراق، براى انجام جنگ چریکى گفت و بودجه و رادیو و تأیید خواست. کاردارمان در انگلستان آمد و گزارشى داد؛ منجمله از سمینارى که اخیراً ب…
23 يوليو 1985
نیمى از جلسه علنى مجلس را اداره کردم و بقیه را به عهده آقاى یزدى گذاشتم. در دفترم چند ملاقات انجام دادم. آقاى محسن رضایى اطلاع داد [آقاى احمد کاظمى] فرمانده لشکر یک نجف که قرار بود در [عملیات منطقه] سیدکان با آقاى صیاد [شیرازى] همکارى کند، …