19 فبراير 1985
ساعت هفت ونیم به مجلس رفتم. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه، جلسه علنى آغاز شد. بودجه [سال 1364] کل کشور در دستور است. ظهر، [هادى یعقوبى] نماینده تربت حیدریه آمد و از نیازهاى قرارگاه ثامن الائمه و احتمال خطر [حمله] از جانب افغانستان گفت. عصر، آقاى…
18 فبراير 1985
در منزل بودم. پیش از ظهر، دکتر علفى تبریزى براى معاینه عفت و دوستانش آمد؛ من را هم معاینه کرد. قرار شد شربتى براى معده ام بدهد؛ مدعى اطلاعات وسیع در آثار گیاهان است و اجازه کار گرفته. عصر، شوراى سرپرستى صداوسیما، جلسه داشت. درباره انجام اصل…
17 فبراير 1985
در گزارش ها مطلب مهمى نبود. جلسه علنى را به آقاى یزدى سپردم. به جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى رفتم. گروه هاى برنامه ریزى ستاد، در شور بود. دو سه ساعت درباره آنان بحث شد. قرار شد از لحاظ سازمانى با وزارت فرهنگ و آموزش عالى مربوط باشند، ولى ی…
16 فبراير 1985
در منزل بودم. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت. دکتر ولایتى، براى اصلاح آیین نامه نقل اخبار مهمانان [خارجى] آمده بود. قرار شد اصلاح شود. درباره کیفیت انجام نظارت واحد نظارت شورا صحبت شد. اختلافات تا حدودى حل شد. درباره تأمین نظر امام در خ…
15 فبراير 1985
تا ساعت ده ونیم، در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. عفت و مهدى و یاسر هم [براى شرکت در نمازجمعه] آمدند. در خطبه دوم، روى حضور وسیع مردم در تظاهرات 22 بهمن، تحلیل ارایه کردم. عصر، آقاى سرهنگ [محمد] سلیمى آمد؛ …
14 فبراير 1985
تا ساعت هشت، در دفترم کار کردم. آقاى امراللهى آمد؛ براى بودجه بیشتر براى سازمان انرژى اتمى کمک مى خواست. بعد از تنفس به دفترم آمدم. آقاى روحانى آمد. گزارش وضع جبهه ها و تدارک مقدمات عملیات را داد و از پیشرفت کار اظهار رضایت نمود. آقاى رفیق …
13 فبراير 1985
صبح زود، به مجلس رفتم. در جلسه علنى، پیش از دستور، درباره پیام امام [به مناسبت 22 بهمن] و حضور مردم در صحنه، صحبت کوتاهى کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم و کارها را انجام دادم. اطلاع رسید که یک کشتى حامل نفت، در جنوب خارک، موشک خورده است. عص…
12 فبراير 1985
صبح زود، به دفتر آقاى [آیت الله] خامنه اى رفتم. اشتباهى خیال مى کردم که شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه دارد. معلوم شد که جلسه در وقت دیگرى است؛ در عوض راجع به حزب و کنگره دوم و دو وزیر جدید و راهپیمایى دیروز و جنگ و... مذاکره کردیم. آقاى [حس…
11 فبراير 1985
تمام روز در منزل بودم. مطالعه و استراحت داشتم. بچه ها به آبعلى رفتند، [در منزل] تنها ماندم. ظهر، احمدآقا آمد. براى قرائت پیام امام [به مناسبت روز 22 بهمن] به میدان آزادى رفته بود. از کثرت جمعیت [شرکت کننده در] راهپیمایى [22 بهمن] تعجب کرده …
10 فبراير 1985
تمام امروز، در منزل بودم. مجلس تعطیل است. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. پیش از ظهر، آقاى [سیدمحمد] موسوى خوئینى ها آمد؛ راجع به کار تحریر زندگى نامه ائمه مذاکره کردیم. پیش از انقلاب با ایشان و جمعى دیگر، براى نوشتن تاریخى کامل و جامع براى ائمه…
9 فبراير 1985
به ستاد نیروى هوایى رفتم. در جلسه خانواده شهدا و پرسنل نیرو[ى هوایى] شرکت کردم. سرودها اجرا شد و من مفصلاً صحبت کردم. در منزل، بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. [آقاى بیژن نامدار زنگنه] وزیر جهاد[سازندگى]، از اینکه تعدادى از بولدوزرهایش را سپاه گر…
8 فبراير 1985
در منزل مطالعه مى کردم و کتابخانه ام را مرتب نمودم. پاسدارانم برنامه شرکت در مراسم نیروى هوایى فردا را گفتند. فیلمى هم به نام «میلاد» تماشا کردم؛ فکر مى کنم غیرمذهبى ها ساخته اند؛ ولى خوب است. احمدآقا، تلفنى خواست که [در تلویزیون] از صحنه ه…
7 فبراير 1985
بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. دو سه دستور، عمل شد. قبل از دستور، درباره روز شهدا و مفقودان و اسرا در دهه فجر و روز نیروى هوایى، صحبت کوتاهى نمودم؛ به خاطر عجله نمایندگان براى سفر آخر هفته دهه فجر، ساعت ده ونیم [صبح]، جلسه را ختم کردم. در د…
6 فبراير 1985
پیش از ظهر، احمدآقا آمد. درباره مسایل روز مذاکره شد؛ ازجمله اظهار ناراحتى آیت الله منتظرى از سخنان امام. گرچه همه [سخنان ایشان] پخش نشده و گفتند امام از عزل آقاى [اسدالله] لاجوردى [دادستان انقلاب تهران] بى اطلاع بوده و راضى نیستند. شب، با س…
5 فبراير 1985
هفت ونیم صبح، به مجلس رسیدم. در جلسه علنى، چند دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. با وزیر دارایى، براى گرفتن پنجاه میلیون تومان وام براى مجلس، مذاکره کردم. ظهر، آقاى شیخ سعید شعبان، روحانى مبارز طرابلس [و رهبر حرکت توحید اسلامى] لب…
4 فبراير 1985
تا ساعت هشت [شب]، در دفترم کار کردم. در جلسه خبرگان، شرکت کردم. دو طرح ارایه و رد شد. سخنرانى هاى قبل از دستور داشتیم. ظهر، آقاى آیت اللهى امام جمعه جهرم، براى دیدن و بحث درباره مسایل روز آمد. با دکتر جراح آقاى ربانى [املشى] صحبت کردم. گفت …
3 فبراير 1985
با اعضاى [مجلس] خبرگان و ائمه جمعه سراسر کشور و مهمانان خارجى دهه فجر به زیارت امام رفتیم. امام مفصلاً صحبت کردند. به مجلس رفتم. آخر وقت مجلس، مهمانان دهه فجر آمدند. براى آنها صحبت کردم. نماز جماعت خواندیم و بین دو نماز هم، صحبت شد. عصر [مج…
2 فبراير 1985
تا ساعت سه بعد از ظهر، در منزل بودم. شوراى سرپرستى [صداوسیما] جلسه داشت. معمولاً جلسات شوراى سرپرستى روزهاى شنبه است که مجلس جلسه ندارد و در منزل من تشکیل مى شود. درباره وظایف واحد ارزیابى و نظارت - که در کار خود دچار مشکل شده [است] - بحث ش…
1 فبراير 1985
به آیت الله خامنه اى تلفن کردم که عقد معلول انقلابى را ببندند. ایشان گفتند که معمول ایشان، این است که عقدهاى با مهریه کمتر از هفتاد هزار تومان را مى بندند و چون مهر ایشان، سیصد هزار تومان بوده، دفتر او را نپذیرفته است. قرار شد، قبولش کنند. …
31 يناير 1985
ساعت هفت صبح، آقاى صیاد [شیرازى] آمد. راجع به تأخیر افتادن عملیات [در جبهه ها] معتقد است، مهلت لازم است. در جلسه علنى راجع به دهه فجر صحبت کوتاهى کردم. به دکتر روحانى - که نماینده من در قرارگاه [فرماندهى] است - گفتم که بیشتر به آنجا برود و …
30 يناير 1985
صبح زود به مجلس رفتم و گزارش ها را خواندم. با فرماندهان نظامى، صحبت کردم. معلوم شد [نیروهاى عراقى] در جزیره مجنون یک سنگر از [نیروهاى] ما با 15 نفر اسیر گرفته اند. در کنفرانس سازمان اوپک، یک دلار قیمت نفت سبک را پایین آورده اند؛ شکست است. آ…
29 يناير 1985
هفت ونیم، به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. عراقی ها روى عملیات ناقص دیروز خودشان، خیلى مانور مى دهند. از مسئولان در این مورد تحقیق کردم. گفتند چند نفرى از ما اسیر شده اند و ظاهراً یک سنگر هم در جزیره [مجنون] جنوبى، به دست آنها افتاده است.…
28 يناير 1985
در منزل بودم. پیش از ظهر، به زیارت امام رفتم. خبر مهلت خواستن فرماندهان جنگ را گفتم؛ خوش شان نیامد، ولى مخالفت هم نکردند. درباره وضع مالى دولت صحبت شد؛ فرمودند، فردى به ایشان نوشته [است که] دولت در یک ماه، بیست و هفت میلیارد دلار مصرف کرده،…
27 يناير 1985
هفت ونیم به مجلس رسیدم. در جلسه علنى شرکت کردم. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. نماینده کاشمر درباره مسایل کاشمر و آقاى [رسول] منتجب نیا درباره ستاد برگزارى کنگره دوم حزب [جمهورى اسلامى] و آقاى روحانى درباره جبهه، مذاکره کردند. نزدیک ظهر، [دکتر…
26 يناير 1985
پیش از ظهر، جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. بحث درباره مدت مسئولیت شورا صرف شد. در مجلس [شوراى اسلامى]، جمعى معتقدند که این شورا، بقیه عمر ناتمام آن شوراى قبلى است. درباره [برنامه تلویزیونى] محله بهداشت که مورد اعتراض بعضى ها است، هم …
25 يناير 1985
براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه [تهران] رفتم. در خطبه دوم درباره مترو و فاضلاب تهران توضیح دادم و فواید فراوان این دو طرح را گفتم؛ بعضى ها با اجراى این طرح ها مخالفت دارند و بخصوص علیه [ساخت] مترو [به عنوان یک وسیله نقلیه لوکس و طاغوتى]، تب…
24 يناير 1985
صبح زود، به مجلس رفتم. در گزارش ها تازه مهمى نبود. عراقی ها هر روز ادعا مى کنند که کشتى زده اند، ولى عمدتاً دروغ و این [ادعاها] باعث بى اعتبارى موشک هاى اگزوست فرانسه و رسوایى عراق شده. در جلسه علنى، چند دستور انجام شد. بعد از تنفس، به دفتر…
23 يناير 1985
تمام امروز را در منزل بودم و بیشتر به مطالعه و خواندن گزارش ها پرداختم. تلفنى با رییس جمهور، درباره کسالت آقاى [محمدمهدى] ربانى [املشى] و [موضوع] مقابله به مثل در خلیج فارس و مسایل دیگر صحبت کردم. آقاى رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] براى رف…
22 يناير 1985
بعد از نماز [صبح]، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، طرح رسمى کردن دندانپزشکان تجربى، برخلاف میل و نظر وزارت بهدارى، تصویب شد. بعد از وقت تنفس به دفتر آمدم. آقاى روحانى وضع جبهه را گفت؛ کار تدارک بعضى از لوازم عقب است. ارتشى ها در ستاد قرار…
21 يناير 1985
تا ساعت سه بعد از ظهر، در منزل بودم و مطالعه مى کردم. پیش از ظهر، آقایان [محمدرضا] توسلى و [حسن] صانعى [از دفتر امام خمینى] به منزل آمدند. راجع به نظر امام صحبت شد و پیام امام را در مورد حمایت از دولت آوردند. عصر به مجلس رفتم. کانون حزب [جم…