تا ساعت هشت [شب]، در دفترم کار کردم. در جلسه خبرگان، شرکت کردم. دو طرح ارایه و رد شد. سخنرانى هاى قبل از دستور داشتیم. ظهر، آقاى آیت اللهى امام جمعه جهرم، براى دیدن و بحث درباره مسایل روز آمد. با دکتر جراح آقاى ربانى [املشى] صحبت کردم. گفت غده خطرناک،
تا ساعت هشت [شب]، در دفترم کار کردم. در جلسه خبرگان، شرکت کردم. دو طرح ارایه و رد شد. سخنرانى هاى قبل از دستور داشتیم.
ظهر، آقاى آیت اللهى امام جمعه جهرم، براى دیدن و بحث درباره مسایل روز آمد. با دکتر جراح آقاى ربانى [املشى] صحبت کردم. گفت غده خطرناک، سرطان تشخیص داده شده؛ خیلى متأثر شدم.
عصر هم، خبرگان جلسه داشت. تصویب شد که بودجه دولتى داشته باشیم؛ قبلاً اکثریت با گرفتن بودجه از دولت موافق نبود. تا ساعت هشت شب، در دفترم کار کردم. آقاى رفیق دوست آمد. گزارش تدارکات جبهه را داد. شب، به عیادت آقاى ربانى املشى رفتم. فکر مى کند معالجه شده. نخست وزیر هم آمد. به خانه آمدم. فیلم «مرگ دیگرى» را تماشا کردم؛ خیلى خوب نبود.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام