غلامحسین کرباسچی در بازداشت اول که کمتر از یک هفته طول کشید، با قرار بازداشت موقت قاضی نومیری به زندان اوین دلالت شد.
اما گویی محسنی اژیه و سران وقت قوهقضاییه وبالاتر میدانستند این بازداشت نمیتواند به درازا بکشد و فضا را به جایی خواهند رساند که از آیتالله خامنهای تقاضای دخالت ویژه بشود.
گوشههایی از آن رایزنی را در خاطرات فروردین ماه ۱۳۷۷ اکبر هاشمی رفسنجانی (هرچند ممیزی شده) میتوان مطالعه کرد.
از آن مهم تر اینست که غلامحسین کرباسچی را به جای زندان عمومی در اتاقهای ویژه و اختصاصی محسنی اژیه در آن زندان نگهداری کردند.
اژیه علاوه بر دادستان ویژه روحانیت بودن ؛ آن موقع همزمان رییس شعبه ۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران و رییس شعبه ۴۰ دادگاه عمومی تهران، در مجتمع قضایی ویژه نیز بود و آن اتاقهای خاص از دوران جانشینی دادستان انقلاب اسلامی او در وزارت اطلاعات در اختیارش بود.
آن مجموعه اتاق های خاص بعدها در اختیار بند ۲ الف در اوین قرار گرفت.
با اینکه کرباسچی در زندان عمومی نبود، تعمدا بر او لباس زندان پوشاندند و به انتظار حرکت بعدی سیاسیون وآینده نشستند.
با درخواستهای رییس دولت اصلاحات و دیگران از آیتالله خامنهای و با دستور او به شیخ محمد یزدی رییس وقت قوهقضاییه و سپس دستور شیخ محمد یزدی به شیخ علی رازینی رییس کل وقت دادگستری تهران وسپس شیخ جعفر قدیانی رییس وقت مجتمع قضایی ویژه (دادستان فعلی انتظامی قضات) و با تبدیل قرار بازداشت موقت به ضمانت متناسب، از بازداشتگاه اختصاصی آزاد شد.
بعدها و پس از اینکه محسنی اژیه به ریاست مجتمع قضایی ویژه رسید، با رایزنیهایی حتی توسط رییس دولت اصلاحات، مقرر شد اژیه با ابلاغ ویژه رییس قوهقضاییه، دادرس و قاضی ویژه محاکمه او شود که این محاکمه هم صورت گرفت و روایت های بعدی آن تا سال ۱۳۷۸ در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی آمده است.
اما یک سوال؟
چرا غلامحسین کرباسچی تا کنون علناً روایت این روزهای بازداشت خاص موقت اول خود را نمی گوید؟
عبدالله عبدی





کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام