آیا فرماندهپلیس میتواند نیروهای امربرش را به اعمالخشونت تشویق کند؟
مهدی افروزمنش، نویسنده و روزنامهنگار
فرمانده انتظامی استان مازندران در دیداری که چندوچونش مشخص نیست، اما تصویرش بسیار روشن و واضح است به ستوانیکمی فرمان میدهد گردن ناهنجاران را بشکند. در آنلحظه خاص و در جمع اَمربَران کسی نیست به سردار گوشزد کند؛ نه، سردار! شما حق چنین کاری را ندارید.
شما حتی اگر سردار لشکر پیروزِ جنگی هم بودید، حتی اگر به سیاق سرداران روسِ اوایل مشروطه در تبریز، قزوین و گیلان قادرمطلق هم بودید، بازهم چنین حقی نداشتید. سردار ناگزیرید بهاحترام ستارههای روی شانه هم که شده، به عواقب حرفتان پیشاز گفتهشدن فکر کنید.
آیا فکر کردید در یکلحظه دست پلیس تحتفرمانتان را برای اعمال هر خشونتی باز گذاشتید. تاکید میکنم هر خشونتی، آنهم نه ذیل ماده واحده یا تبصرهای بلکه تحت تفسیرپذیرترین واژه این روزهای پرالتهاب کشور. واقعا «ناهنجاری» را به چهمعنا و برای چهکسانی بهکار بردید؟ برای قاتلان، سارقان، اختلاسگران، مخیران به حجاب، قَوّادان یا هرکه تابلوی چراغ قرمزی را رد کرد. لحظهای فکر نکردید ازاینبهبعد نیروی اَمربَرتان با تفسیر «ناهنجاری» به خودش اجازه خواهد داد «گردن بشکند».
اگر در یککشور و یکزمان واحد مشغول زندگی هستیم شما بهعنوان سردار نظامی اینمملکت حتی حق سیلیزدن به یکسارق بازداشتشده درحینسرقت را ندارید، به قاتلی با دستهای خونآلود هم همینطور. نه سردار شما حق ندارید گردن مجرمی را هم بشکنید؛ چه رسد به گردن هنجارشکنها که نه مجاز به تفسیرش هستید، نهمحق به تعیین مصادیقاش. همان قانونی که اشاره کردید حدوحدود شما را مشخص کرده است و اقتدار شما نه در «شکستن گردن» که در «حراست از قانون» است.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام