با درود
من به وکلا درس وکالت ندادم و تخصصی هم در شغل خطیر وکالت و حقوق ندارم، حداکثر یک حقوق خوان ساده هستم اما متخصص در ظرفیت ابزار رسانه و پیچ وخم های دیوان سالاری بیمار کشور.
طبیعی است بعنوان یک خبرنگار مستقل تجربه ها و آموزههایم را که لازمه سرعت بخشیدن به روند امور و فرایند دادرسیها بخصوص دیوان سالاری کشور و قوه قضاییه است را ومشخصاً در مواردی که یک جامعه را متاثر کرده است به مخاطب و همراهانم به اشتراک بگذارم.
در حقیقت نه اجباری به مخاطبان محترم برای پذیرش پیشنهاداتم دارم و نه توانی جز این؛ که تنها اخلاق و کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعیام انعکاس این مطالب و موارد مشابه است.
متن مرا مجددا مطالعه بفرمایید جز خیرخواهی و نقد منصفانه متضمن ارائه راهکار در آن هست؟ کجای آن ایراد دارد؟
حتما بعنوان یک وکیل باتجربه نیک مستحضرید وکلا قبل از هر اقدام می بایست در پروندههای مطروحه به کتبی بودن و مستند بودن لوایح خویش که البته باید با تدبیر و به موقع به مقام قضایی یا نظارتی صالح تقدیم گردد صلاح موکل یا مراجعه کننده خویش را دنبال کنند.
رسانهای کردن قضایا اقدام بعدی و در حقیقت تیر آخر است نه اول.
چه بپذیرید و چه نپذیرید واقعیت ملموس آنست که مشکلات و راهکارهای ابتدایی حل مشکل را باید در درون عدلیه پیگیری و بعد با فرض عدم پذیرش یا عدم توجه یا حتی مکمل آن اقدام کتبی قانونی رسانه ای کرد. به توصیه های امشب من به وکیل تسخیری محترم ناشناس محکوم دیگر هم در عبدی مدیا توجه کنید.
استفاده از ظرفیت سامانه خودکاربری وکلا که ۲۴ ساعته در اختیار همکاران شماست و ارسال لوایح و یا تقدیم دادخواست حداکثر آن است توجهی نمیشود
اما وکلا خواهند گفت با این سابقه و در فلان ساعت و تاریخ کتبا انجام دادیم و شمای عدلیه توجه نکردید. غیر از این است؟
چه تفاوتی بین مردم و رسانه میبینید؟ من نه از مردم بلکه خودِ مردم هستم.
همه ما نسبت به هم مسئول هستیم آقای وکیل
موفق باشید
عبدالله عبدی







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام