امروز صبح با خواب عجیبی بیدار شدم. در عالم رؤیا قرار بود، در رأس هیأتی چهار نفره که دکتر روحانی هم جزو آن بود، با آمریکا مذاکره کنیم
امروز صبح با خواب عجیبی بیدار شدم. در عالم رؤیا قرار بود، در رأس هیأتی چهار نفره که دکتر روحانی هم جزو آن بود، با آمریکا مذاکره کنیم.
آقای خاتمی هم جزو هیأت بود. من ترجیح میدادم که چون ایشان رئیسجمهور است، رئیس هیأت باشد و ایشان هم خواست چون من بزرگترم، رئیس هیأت باشم.
بدون اینکه این مسأله را حل کرده باشیم، به محوطهای رسیدیم که شبیه جماران، کوچهپسکوچهای بود. از ما استقبال گرمی نمودند. وارد حیاط بزرگی شدیم. مجموعهای از نژادهای مختلف مردم آنجا بودند و با صدای بلند و شعارگونه از ما استقبال کردند.
گروهی عرب هم بودند که با شعار «مرحبا» خوش امد میگفتند. نزدیک سالن اصلی رسیدیم، شخصی را بهعنوان بوش معرفی کردند. ته ریشی هم داشت و با من معانقه کرد.
با هم راه افتادیم و کنار پله و سکویی رسیدیم، آنجا حالش به هم خورد. به زمین نشست و دهانش باز ماند. لحظاتی بعد او را بردند و شخص دیگری به جای او نشست.
دراین لحظه از خواب بیدار شدم و برای نماز صبح بلند شدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام